قیل و قال علم

روزنوشت های علمی من

یادآوری می کنم که هفته بعد یکشنبه کارگاهی در مورد ماده تاریک و لپتوجنسیس داریم. ثبت نام و هزینه ثبت نام هم نداره. هرکسی خواست تشریف بیاره.

اطلاعات بیشتر در این سایت موجود است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393ساعت 16:4  توسط یاسمن فرزان 

  arXiv:1409.3889 [pdf, ps, other]
Implications of a nonvanishing $Z γγ$ vertex on the $H\to γγγ$ decay
Comments: 4 pages, 1 figure
Subjects: High Energy Physics - Phenomenology (hep-ph)

The $Z\to \gamma \gamma$ and $H\to \gamma \gamma \gamma$ decays are strictly forbidden in the Standard Model, but they can be induced by theories that violate Lorentz symmetry or the CPT theorem. By assuming that a nonvanishing $Z\gamma \gamma$ vertex is induced in some context of new physics, and by analyzing the reaction $H\to \gamma Z^*\to \gamma \gamma \gamma$ in the $Z$ resonance, we obtain an estimation for the branching ratio of the $H\to \gamma \gamma \gamma$ decay. Specifically, it is found that $BR(H\to \gamma \gamma \gamma)\lesssim BR(H\to \gamma Z)BR_{Exp}(Z\to \gamma \gamma)$, which is of the order of $10^{-7}$.

 

 

The decay of the Z gauge boson into a pair of photons
or gluons is forbidden in standard field theories due to angular
momentum conservation and Bose statistics. This
fact, which is known as the Landau-Yang theorem [1], applies
to any transition of a massive vector boson into two
massless vector particles

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393ساعت 10:1  توسط یاسمن فرزان 


The subatomic physics group at the University of Bergen (Norway) has an opening for a PhD student starting in early 2015.  The complete announcement and the online application can be found at
http://www.jobbnorge.no/en/available-jobs/job/105349/research-fellow-phd-candidate-in-theoretical-particle-physics

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم شهریور 1393ساعت 22:51  توسط یاسمن فرزان 

تدریس خصوصی و گروهی زبان تخصصی فیزیک توسط fluent speaker:

اگر در خواندن مقالات یا کتاب های علمی مشکل دارید یا میخواهید مطلبی را به انگلیسی آکادمیک برگردانید میتوانید از دوره های کمکی ما استفاده کنید. برای دریافت فایل نمونه و نحوه ی صحبت مدرس و اطلاع از کلاس ها به آدرس  y.moghadamnia@gmail.com  ایمیل بزنید یا با شماره ی 09333817136 (مقدم نیا) تماس بگیرید.

 یادآوری: کلاس ها به صورت اینترنتی نیز برگزار میشود که درآن صورت، از تخفیف برخوردار خواهید شد.

یادآوری دوم: برای اطلاع از دیگر دوره های تدریس (غیر از زبان تخصصی فیزیک) در ایمیل خود این مورد  را ذکر کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم شهریور 1393ساعت 17:13  توسط یاسمن فرزان 

(تکرار از مرداد سال 1390)
چگونه درس خواندن
وقتی یک متن فیزیک (کتاب یا مقاله) می خوانید دایم باید از خود سئوال کنید این فرمول از کجا آمد؟ اصلا چرا این جمله در اینجا نوشته شده؟ این مطلبی که اینجا دارم می خوانم در کجای فرمالیز م هایی که قبلا آموخته ام قرار می گیرد؟ سعی کنید در مورد مطلبی که می خوانید آزمایش ذهنی ترتیب دهید و نتیجه را پیش بینی کنید. یادتان باشد فاینمن هم خیلی بر لزوم و اهمیت آزمایش های ذهنی در فهم مطالب تاکید می کند. تمرین ها را حل کنید و خود تمرین های جدیدی طرح کنید.

اگر آن چه که می خوانید مقاله پژوهشی است به این فکر کنید که چگونه می توانید مقاله را بسط دهید و یا سئوال مربوطی را بابید که در کنار آن یا خودتان یا دیگر همکاران در مورد آن کارپژوهشی کنند.

کتاب و مقاله ی فیزیک را این جوری می خوانند! اما روش اغلب دانشجویان ایرانی متفاوت از این است. مقاله خواندن از نظر آنها این است که با خودکار یا مارکر مقالات را خط خطی کنند و احیانا هر از گاهی معنای کلمات انگلیسی را از دیکشنری بیابند و با مداد کمرنگ کنارش بنویسند. یا رونوشت کنندویا به فارسی ترجمه نمایند. اگر هدف شما تمرین زبان انگلیسی بوده باشد بازهم این روش درستی برای آمو ختن زبان انگلیسی نیست. روش های آموزشی بسیار پیشرفته تر و موثر تر و البته جذاب تر و مفرح تر از این روش برای آموختن زبان انگلیسی است. به طریق اولی این راهکار به درد آموختن فیزیک نمی خورد. و به طریق "اولی تر" به درد کار پژوهشی در فیزیک!

اگر روزی ۲۰ ساعت و هفته ای هفت روز هم به این روش فیزیک بخوانید باز هم راه به جایی نمی برید. برخی از اساتید در ایران به دانشجو می گویند دانشجو باید فلان قدر ساعت در روز درس بخواند و از این حرفها. به نظر من حرف بیخودی است. دیروز با همکار عزیز Martin Hirschگفت و گو می کردم برای او اصلا غریب می نمود که استادی ممکن است چنین حرف بیهوده ای به دانشجویی زده باشد. طاهرا او هیچ وقت نشنیده بود که چنین توصیه ای کسی به دانشجویانش بکند. یکی از نتایج منفی همین حرف آن است که دانشجو چندین ساعت در روز صرف خط خطی کردن مقالات و کتاب ها (و یا رونوشت کردن آنها) می کند بعد مدعی می شود! می گوید من که این همه زحمت کشیدم و تفریحات را بر خود حرام کردم و نسخه ی استاد رعایت کردم و بهمان ساعت در روز کار کردم پس دیگه کارم حرف نداره. اگر ایرادی هست لابد از عوامل دیگر است که من آینشتاین نمی شوم!

بیشتر از کمیت زمانی مطالعه کیفیت آن مهم است

 

آهن و آهنربا


آقای دکتر الف-که استاد دانشگاه است- خانم ج را در یک مهمانی خانوادگی می بیند. در حالی که مشغول احوال پرسی هستند "ب" که پسر خانم "ج" است در حال دویدن ظرف بزرگ میوه را وسط تَنَبی (اتاق پذیرایی) واژگون می کند. خانم ج از میزبان عذر می خواهد میوه ها را جمع می کند و در حالی که از ناراحتی و خجالت سر به زیر انداخته به صندلی خود بر می گردد. استاد الف می گوید "خوب! بچه است دیگه! طبیعیه" درد دل خانم ج باز می شود: "خیلی بازیگوشه! اصلا به درس هاش اهمیت نمی ده! مخصوصا تو علوم خیلی ضعیفه."بعد از استاد الف خواهش می کنه یه روز "ب" را "ببره به خدمتش" تا با او علوم کار کنه. استاد الف می گه معلم هاش که باید خیلی بهتر از من با اصول پداگوژیک به او درس بدهند. خانم ج می گه "خواهش می کنم! علاوه بر فضل و علم شما ابهت و احترام شما باعث می شه که ب بازیگوشی را بذاره کنار و مثل بچه ی آدم درس بخونه." استاد الف فکر می کنه خانم ج با وسواس هاش و سخت گیری های بی مورد و ناسازگارش با افراط و تفریطش در سخت گیری و آسان گیری ب را از درس زده کرده. با این حال حرف خانم ج را زمین نمی اندازه و قبول می کنه. شاید به خاطر این که سر قضیه ی ظرف میوه خانم ج خیلی ناراحت شده بود و می خواست او را خوشحال کنه.

مدتی می گذره وخانم ج پسرش را به نزد استاد الف می بره که با او علوم کار می کنه. استاد الف می پرسه " خوب! پسرم بگو ببینم در علومتان چی خوندید." ب جواب می ده که یادم رفته. استاد الف می گه پس کتابت را بیرون بیار با هم بخوانیم. ب همین کار را می کنه. استاد الف می گه:" خوب! همین جمله را بخوان وبر ای من توضیح بده. جمله این بود : "آهنربا آهن را جذب می کند." ب شروع می کنه به "روان کردن درسش": "آهنربا آهنربا آهنربا" آهن آهن آهن" "را را را را" آهنربا آهن را آهنربا آهن را آهنربا آهن را " "جذب جذب جذب" "می کند می کند می کند" "جذب می کند جذب می کند." " آهنربا آهن را جذب می کند.آهنربا آهن را جذب می کند.آهنربا آهن را جذب می کند.آهنربا آهن را جذب می کند.آهنربا آهن را جذب می کند."

اشتباه نکنید! ب مشکل لکنت زبان نداشت. این شیوه ی تکرار روش درس خواندن او بود. چشم های استاد چهار تا می شود. آن موقع قریب ۵۵سال عمر داشت و از ۱۵ سالگی هم تدریس کرده بود. در دانشگاه هم به نسل های مختلف درس داده بود. اما تا کنون با چنین پدیده ای رو به رو نشده بود.

این داستان نیمه واقعی است. البته جزئیات را من باز سازی کردم ولی نزدیک بیست سال پیش چنین اتفاقی افتاده بود. البته ب extreme limit

است!کسی با شیوه ی ب درس می خواند سر از رشته ی فیزیک در نمی آورد! اما همین شیوه ی خط خطی کردن مقالات هم شکل ملایم تر همان شیوه ی ب است. البته مارکر را بیخودی اختراع نکرده اند. وسیله ی مفیدی است. من خودم از آن استفاده می کنم. فقط زیر کلمات و جملات کلیدی که قرار است توجه جلب کنند خط بکشیم کافی است. اما من وقتی این خط خطی های دانشجو ها را می بینم متاسفانه می بینم که تا حد زیادی مانند همان ب نتوانسته اند تشخیص دهند جمله کلیدی کدام است. صغری کدام است کبری کدام. از چه چیز چه چیز را نتیجه گرفته اند. فقط خط کشیده اند و رد شده اند.

به نظر شما استاد الف باید چگونه به ب بیاموزد که شیوه ی درست درس خواندن این گونه نیست.

در قسمت بعدی نظر خود را می گویم

توضیح: تنبی به ترکی آذربایجانی یعنی اتاق پذیرایی

 

مفهومی خواندن


در یادداشت پیشین ام این سئوال را مطرح کردم که چگونه می توان به یک دانش آموز به طور «مفهومی» و نه «طوطی واری» آموخت که «آهنربا آهن را جذب می کند.»  به نظر من مسئله ی آموزش دو بعد اصلی دارد. یکی بعد انسانی مسئله است. چگونه می توان کودک بازیگوش گریز پا را به مکتب آورد و او را متقاعد کرد که حواسش را جمع کند؟ این کودک بازیگوش شاید یک کودک واقعی باشد که قرار است ما به او درس بدهیم و یا کودک بازیگوش درون هر کدام از ما ها باشد که با بازیگوشی از زیر درس خواندن و یا کار پژوهشی در می رود. بیشتر پیشنهاد هایی که دوستان دادند در این جهت بود. من هم چیزی اضافه بر آن چه که گفته شد در این زمینه ندارم که بیافزایم.

اما قضیه بعد دیگری نیز دارد و آن این که اصلا "مفهومی" یاد گرفتن یعنی چه؟ چه موقع ما مطلبی را مفهومی یاد گرفته ایم. اگر به خاطر داشته باشید دومین یادداشت که من در وبلاگ مشق پژوهش منتشر کردم در مورد «دکتر سید حسین نصر» بود. تاکید کردم که دکتر نصر دیدگاه سنتی جامعه ی ما را نسبت به مسایل مختلف از جمله علم و عالم به نیکی و دقت و زیبایی می شکافد. این دیدگاه با دیدگاهی که در بین فیزیکپیشگان- یا دیگر پژوهشگران دانش های بنیادی- در دنیای امروز رایج است مشترکاتی دارد اما دقیقا منطبق نیست. به نظر این جانب بزرگترین تفاوت این دیدگاه در "مفهوم فهمیدن" نهفته است. مفهومی که یک فیزیکدان امروزی از فهمیدن یک مطلب در ذهن دارد با مفهومی که یک دانشمند «فلسفه ی طبیعی» پانصد سال پیش از فهمیدن داشت فرق می کند. منظور یک فیزیکدان از فهمیدن پدیده ای آن است که آن را در قالب فرمالیزم ریاضی که می شناسد توصیف کند و بتواند با استفاده از همان ابزار فرمالیزم پیش بینی نماید که اگر شرایط قدری عوض شد چه اتفاقی می افتد. اگر این پیش بینی اش در آزمایش تایید شد فیزیکدان خوشحال و خندان می شود که موضوع را فهمیده. خیلی ذهن خود را در گیر این که «ماهیت ذاتی» فلان چیز چیست نمی کند. اصلا این عبارت «ماهیت ذاتی» و عبارت هایی از این دست برای فیزیکپیشگان عبارات چندان آشنایی نیست. در صورتی که متون قدیمی –قدیمی تر از گالیله را بخوانید این عبارت به کرات دیده می شود. با فرهیختگان و فضلای ایرانی کنونی صحبت کنید می بینید دغدغه ی آنها هم دانستن همین «ماهیت ذاتی» است. حتی کسی مانند پدر من که تحصیلات تمام وکمال مدرن داشته است هر از گاهی مرا به کناری می خواند و می پرسد بالاخره معلوم شد «ماهیت ذاتی» ماده یا نیرو یا...چیست. من هم می مانم که چه جوابی بدهم. وقتی می گویی که هدف ما پاسخ گویی به این سئوال نیست خیلی ناراحت می شوند. در لفافه ی جملات زیبا و ادیبانه چیزی می گویند که رک و پوست کنده و ساده و عامیانه اش این چند جمله است:« علم کاربردی که نمی خوانی که به یک دردی بخورد. ماهیت ذاتی چیزی را هم نمی خواهی بیابی! پس چه غلطی داری می کنی؟!!!!» البته به این صراحت نمی گویند. شعر منسوب به ابن سینا را می خواندند یا چیزی از آن دست:«دل ار چه د راین بادیه بسیار شتافت/ یک موی ندانست ولی موی شکافت/ اندر دل من هزار خورشید بتافت/وآخر به کمال ذره ای راه نیافت.» اما نگاهی که می اندازند همان معنای "پس چه غلطی داری می کنی" را می رساند!

الغرض! کسی که به دنبال ماهیت ذاتی است نباید بیاید دنبال فیزیک. تا جایی که من می بینم حتی در فلسفه ی مدرن هم دیگه سئوال ماهیت ذاتی دغدغه ی اصلی نیست. اما بهتر است با یک فیلسوف صحبت کنید تا به شما بگوید اگر دغدغه ی شما سئوالاتی از این دست است باید به کجا مراجعه کنید.

خوب! آن از دیدگاه فرهیختگان و فضلای ما که سنی از آنها گذشته است. حالا برسیم به دانشجویان عمیق و اهل مطالعه و تفکر ما. این دانشجویان سردرگم هستند دقیقا نمی دانند چه از فیزیک می خواهند. از یک سو شاتل هوا کردن برایشان ارزش است و از سوی دیگر دنبال «ماهیت ذاتی» یافتن. در ذهن خود هم هنوز به یک نتیجه رسیده اند که بالاخره کدام را می خواهند. در هر دو صورت هیچ کدام را از رشته ای مانند فیزیک انرژی های بالا یا کیهانشناسی به دست نمی آورند وسرخورده می شوند. بعد حکم صادر می کنندکه این رشته ها به درد نمی خورند. البته در این نتیجه گیری اشتباه می کنند. این آنها هستند که انتظار بی موردی از این گونه رشته ها دارند و شناخت درستی از نقشی که این گونه رشته ها در تعمیق فهم نوع بشر از طبیعت ایفا می کند ندارند.

سئوال مشابه در ذهن دانشجویان اروپایی به این صورت پررنگ وجود ندارد. آن دغدغه و آن سردرگمی در آنها دیده نمی شود. نداشتن چنین دغدغه ای در انها از نظر دانشجویان ایرانی گاهی به سطحی بودن و یا حتی «احمق بودن» تعبیر می شود.درصورتی که واقعیت آن است که مسئله برای آنها از چهارصد سال پیش به این سو حل شده. راه حل در قالب اموزش رسمی و غیر رسمی و همچنین ادبیات و فرهنگ پاپ از کودکی در ذهن آنها وارد شده. آنها به نقش دانش های بنیادی -به معنای مدرن کلمه – واقف هستند. آنان که رو به رشته های بنیادی می آورند می دانند که چه می خواهند. از این رشته ها انتطار بی مورد ندارند در نتیجه آن تب و تاب وسر درگمی دانشجویان ایرانی را ندارند. این به معنای سطحی و یا احمق بودن آنها نیست.

به مثال آهنربا ی خودمان برگردیم . فهم مسئله سطوح مختلف دارد. یک سطح از فهم که همان فهم دبستانی است آن است که دانش آموز آهنربا در دست بگیرد و به چشم خود ببیند که آهنربا آهن را جذب می کند اما تخته ویا طلا را جذب نمی کند. بعد برای خودش سئوال طرح کند: اگر بین آهن و آهنربا شیشه بگذارم باز هم آهن ربا آهن را جذب می کن؟ کاغذ چی؟ یک تکه فلز چی؟! بعد باید با خودش فکر کند تا مسئله را کمی کند. تا چه فاصله ای آهنربا آهن را جذب می کند. آیامیزان جذب به جنس جاده ای که بین این دو وجود دارد وابسته است. فرضیه ای برای این سئوال بدهد و آزمایشی ترتیب دهد که پیش بینی این فرضیه را می آزماید. آیا اگر آهنربا را بشکنیم باز هم آهن را جذب می کند؟ اگر آهنربا را نصف کنیم فاصله ای که جذب اتفاق می افتد کم می شود؟ تا چه حد؟ برایش فرضیه ای بنویسد و امتحان کند. اگر تکه های آهنربا را کنار هم بگذاریم آیا فاصله ای که جذب اتفاق می افتد برابر فاصله ی جذب آهنربای کامل خواهد بود؟ فهمیدن یعنی این که این گونه سئوالات را بتواند طرح کند و جوابی بتواند بدهد. جوابی مبتی بر فرضیه و فرمالیزمی ساده. نه جوابی همین طور الکی و شانسی.

حالا بیاییم همین فهم را عمیق تر بکنیم و به سطح بالاتری برویم. یک مدل ساده شده ی مولکولی باید برای پدیده ی آهنربا بتوانیم ارائه دهیم.بر این اساس باید بتوانیم توضیح دهیم که چرا آهنربا آهن را جذب می کند اما طلا را جذب نمی کند. بر این اساس پیش بینی کنیم که آیا آلومینیوم را هم جذب می کند یا خیر. بعد بتوانیم رفتار آهنربا را با دما و میدان مغناطیسی خارجی توصیف کنیم.گذارهای فازش را پیش بینی کنیم و ... راه حل می تواند تحلیلی باشد یا حل عددی. به هر حال اگر بتوانیم مدلی ارائه دهیم به تقریب خوبی به درستی رفتار را آهنربا پیش بینی می کند به عنوان یک پژوهشگر فیزیک می توان خوشحال بود که مسئله فهمیده شده.

البته عموما به این راحتی نیست. معمولا مدل ساده شده ای که ارائه می شود رفتار کلی را توضیح می دهد اما یک سری رفتارها را دقیق نمی تواند توضیح دهد یا در یک بازه از پارامترها مثل دما و میدان مغناطیسی توصیف مدل کارآمد است اما نه در همه ی بازه ها. فهم عمیق تر با کار روی مدل و اصلاح آن در جهت توصیف دقیق تر انجام می گیرد. میزان خوبی یا بدی توصیف هم با ابزار ریاضی کمی می شود. این جوری نیست که یکی همین جوری بخواهد ادعا کند مدلش بهتر از دیگران است. در صورتی ادعای او پذیرفته می شود که نشان دهد فلان پارامتر که معیار خوبی مدل است (مثلا مجذور-کای) مدل او را ارجح بر مدل های دیگر نشان می دهد. پذیرفته شدن و یا رد مدل ها خود یک پروسه ی طولانی و دقیق علمی است که ابزار ریاضی مناسب خود را دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم شهریور 1393ساعت 10:59  توسط یاسمن فرزان 

خبر فرخنده جایزه مریم میرزاخانی عزیز فرصت مغتنمی هست برای این که دانش آموزان را به علوم پایه علاقه مند سازیم. شاید این فرصت دیگه پیش نیاید. امیدوارم این فرصت را نسوزانیم. حتما در مدارس-به خصوص مدارس فرزانگان- این خبر دانش آموزان بسیاری را به ریاضی علاقه مند خواهد ساخت.

در این جهت, کتاب "امی نوتر, مادر جبر نوین"  ترجمه آقای حسن فتاحی را دوباره معرفی می کنم.

برای اطلاع بیشتر به اینجا مراجعه کنید. کتابی است که خواندن آن را به تمام دانش آموزان مدارس و معلمین عزیز کشور توصیه می کنم. مخاطب اصلی کتاب دانش آموزان هستند. این کتاب از یک نظر شبیه گلستان سعدی است. ازاین نظر عرض می کنم که هر گروه سنی به نوعی با کتاب و شخصیت ریاضی دان بزرگ امی نوتر ارتباط برقرار می کند و نکته ای می بیند که برایش جذاب هست. افراد بین 18 تا 40 سال از پشتکار امی نوتر درس ها خواهند آموخت. برای افراد بین 40 تا 60 سال  خواندن عقاید و گرایش های سیاسی امی نوتر و جامعه ی ریاضیدانان آن زمان آلمان جالب و در خور توجه خواهد بود (احتمالا دانش آموزان به این نکته اصلا توجه هم نخواهند کرد و حسی نخواهند داشت). برای افراد بالای  60 سال حال و هوای زندگی و کودکی امی نوتر یادآوری ای نوستالژیک از دورانی خواهد بود که مصرفگرایی این قدر دنیا را به اشغال خود در نیاورده بود. خلاصه این کتاب را به همه گروه های سنی بالای هفت سال توصیه می کنم. امیدوارم  روزی بیاید که شمارگان این قبیل کتاب  ها در ایران به میلیون برسد همان طور که تیراژ  برخی کتاب ها در اروپا و آمریکا به راحتی  به این رقم می رسند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393ساعت 11:39  توسط یاسمن فرزان  | 

مریم میرزاخانی جایزه فیلدز هم گرفت. هوررررررررررررررررررااااااااااا!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393ساعت 9:6  توسط یاسمن فرزان  | 

از من سئوال شد که انتظار دارم  دانشجوی کارشناسی ارشد چه مهارت هایی را بیاموزید.  در زیر جواب مرا می بینید. انتظارات من اینها هستند. شخص دیگری شاید انتظارات متفاوتی داشته باشد.)

 

 1) تسلط بیشتر به دروس پایه نظیر مکانیک کوانتمی و مکانیک آماری و الکترومغناطیس و....

2) آموختن مقدمات تحلیل داده ها )مثل مفهوم 

$$\chi^2$$

و کاربرد آن

3) مهارت نوشتن متن علمی از قبیل پایان نامه، پیشنهاد علمی (پروپوزال) گزارش, چکیده و...

4) مهارت های مربوط به ارائه مطلب به صورت سخنرانی پوستر و....

5) به دست آوردن ذهنیت خواندن مقاله پژوهشی .  خواندن مقاله پژوهشی با خواندن کتاب درسی فرق دارد. شما کتاب درسی را می خوانید تا یک مطلب تثبیت شده وجا افتاده را یاد بگیرید. اما مقاله پژوهشی را می خوانید تا چیزی خود در این راستا به دانش بشری اضافه کنید. این دو ذهنیتی متفاوت می خواهند. روش های متفاوتی دارند. آشنا شدن با این روش ها باید در دوران کارشناسی ارشد صورت گیرد.

6) گذار از مرحله به کار بردن عباراتی نظیر "دانشمندان نشان داده اند که....." به مرحله به کار بردن عباراتی نظیر "  فلان گروه در مقاله ی بهمان  با فرض .... نشان داده شده اند که.... اگر این فرض را با فرض  بهمان جایگزین کنیم خواهیم دید ....." تفاوت این دو دیدگاه بسیار هست.. کسی که در پایان نامه اش می نویسد "دانشمندان نشان داده اند...." هنوز در این تصور هست که دانشمندان یک سری موجودات غریب هستند و نتایج را با روش های مرموز (که او از آنها هرگز سر در نخواهد آورد) از آستین بیرون می کشند.!! اما کسی که از جمله بندی دوم استفاده می کند "دانشمندان" را افرادی عادی می داند. به کارشان با دقت و به روش علمی رفرنس می دهد اما روش رسیدن به نتایج آنها را هم درک می کند. پیش فرض هایشان را در نتیجه گیری می تواند بر شمارد و نیز قادر هست خود با تغییر پیش فرض ها و... به استنتاج بپردازد

7) فرهنگ شرکت در همایش ها سمینار ها و آموختن فرهنگ و روال ثبت نام در آنها

8) آموختن فرهنگ نامه نگاری و ای-میل فرستادن به منظور کارها وهماهنگی های آکادمیک

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مرداد 1393ساعت 21:53  توسط یاسمن فرزان  | 

PM school and workshop on Particle Physics (IPP14): 
Leptogenesis and dark matter
School of Physics, IPM, Tehran, Iran
September 21st, 2014
    (30 Shahrivar, 1393)    

    
 

Baryon asymmetry of the universe is one of the unresolved mysteries in the field of particle physics and cosmology. Within leptogenesis scenarios, this mystery is linked with another mystery: That is the smallness of neutrino masses. Nature of dark matter and nature of neutrino masses (Majorana vs Dirac) are other unresolved mysteries.  The aim of the present meeting is to review the recent developments in these fields with a focus on their intersection. The meeting will cover various topics including:
 

- Leptogenesis

- Dark matter candidates

- Dark matter searches

- Neutrinoless double beta decay


In the morning, we shall have a lecture on leptogenesis. We will then have a workshop  in the evening.

The meeting will take place in the new building at Farmanieh. The address of the meeting venue can be found in the following link.

Address

No registration or registration fee is required. Lunch will not be served for participants. 
If you want to stay in the guesthouse please inform us before  Shahrivar 1st (August 23rd) by sending an email to ippconf@theory.ipm.ac.ir. The accommodation fee for each night is 400000 Rls and should be paid in cash. Two people will be accommodated in each room. Breakfast is included.

 

 
     Speakers
      Organizer
      Poster
      Program
      Title of Talks (Notes + Audios)
      Participants
      Photos
      Contact Us
      Tourism
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393ساعت 11:58  توسط یاسمن فرزان  | 

مریم میرزاخانی پروفسور ریاضی در استنفورد جایزه ی کلی را دریافت کرد. جایزه کلی که می دانید خیلی پرپرستیژ هست.

 

این موفقیت را به مریم عزیز تبریک می گویم و برایش موفقیت های بزرگ تری آرزومندم.

خبرگزاری ایسنا به این مناسبت متنی را تهیه کرده که می توانید اینجا بخوانید. من مریم را از دوره المپیاد می شناختم. در محیط خشن المپیاد آن سالها که اغلب افراد نقاب بر چهره داشتند و خنجری زیر ردای تزویر پنهان کرده بودند،  وجود نازنین مریم  و صداقت و پاکی اش نعمتی بود.

راز موفقیت مریم  پشت کار و جدیت اش در کارش بود. با خودش روراست بود می دانست دنبال چیست. وقتی بقیه صرف دودوزه بازی و زیرآب زنی می کردند او صرف کار علمی اش می کرد. هر مسئله ای را آن زمان از چند روش حل می کرد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مرداد 1393ساعت 20:31  توسط یاسمن فرزان  | 

مطالب قدیمی‌تر