قیل و قال علم

روزنوشت های علمی من

داوطلبان دوره دکتری در شاخه انرژی های بالا و ذرات بنیادی در پژوهشکده فیزیک پژوهشگاه دانش های بنیادی  برای آمادگی برای آزمون ورودی   دروس زير را مرور كنند:رياضي فيزيك، مكانيك تحليلي، مكانيك كوانتمي، الكترومغناطيس، اپتيك، ترموديناميك، مكانيك آماري، نسبيت خاص.

سئوالات  در جهت ارزيابي قدرت تحليل و حل مسئله ي دانشجو خواهد بود. مي خواهیم ببينم آيا دانشجو مي تواند سئوال بغرنج را به مسئله هاي ساده تقسيم كند. آيا قادر است بين شهود فيزيكي و فرماليزمي كه آموخته ارتباط برقرار كند. وقتي فرمولي را استخراج كرد چه قدر مي تواند از دل آن فيزيك بيرون بكشد و مطلب را بپروراند.  (به قول شما در موردش انشا بنويسد. بله! انشا نوشتن -كه اصطلاح دانشجويان است-بسيار مهم و اساسي است.) مي خواهم بدانم آيا دانشجو تصور درستي از "مفهوم فهميدن" دارد يا به "وسواس فهميدن" گرفتار است. بگذاريد كمي درباره ي اين وسواس فميدن بنويسم. برخي دانشجوها -اتفاقا از جمله دانشجويان پركار و جدي - دايم نگرانند كه مطلب را نفهميده اند. مدام به دروس قبل مي پردازند و.... اين وسواس قدرت استنتاج  و تحليل را از آنها مي گيرد. تجربه ي من آن است كه اين دسته از دانشجويان از عهده ي كار پژوهشي بر نمي آيند. متاسفانه من روشي نيافتم كه اين وسواس را اصلاح كنم. گويي خود مقاومت مي كردند و اين گونه تصور مي كردند كه راه درست همان است كه آنان مي روند.  به هر حال شايد باراهنمايي شخصي ديگر موفق تر  بشوند. در هر صورت من نمي خواهم دانشجويي داشته باشم كه به اين وسواس گرفتار است. محك من پاسخگويي به سئوالات خواهد بود. كسي كه به چنين وسواسي مبتلا ست از پس  درست پروراندن مطلب بر نمي آيد.

منظورم از پروراندن مطلب آن نيست كه جملاتي نظير "اگر همه ي درياها مركب همه ي درخت ها قلم ..." به كار برده شود. بلكه مقصودم آن است كه دانشجو بتواند فرض فيزيكي پشت فرمول را دريابد. نتيجه ي مهم آن را هم تشخيص دهد و بتواند آن را به خوبي و شيوايي بيان كند. بتواند تشخيص دهد اين نتايج تحت چه فرض هايي درست است و اگر اين فرض ها از ميان بر داشته شود چرا اين فرمول ديگر كارآيي ندارد. خود را به جاي خواننده بگذاريد و در نظر تجسم كنيد چه سئوالي را از شما خواهد پرسيد. همان سئوال را مطرح كرده پاسخ گوييد. اين است روش درست پروراندن مطلب.

 به شايعات هم خيلي توجه نكنيد. ظاهرا برخي اطلاعات ناقص را به گوش دانشجوها رسانده اند و برخي دانشجويان را تشويش فرا گرفته. فقط به اطلاعيه هاي رسمي توجه كنيد نه به شايعه ها. با خيال راحت تنها به آماده كردن خود براي امتحان فكر كنيد. در هر صورت اين آمادگي به نفع شماست. به هر دانشگاه و پژوهشگاهي براي دوره ي دكتري فيزيك برويد اين آمادگي  سرمايه ي با ارزشي براي موفقيت هاي آتي شما خواهد بود.

اشتباه هاي املايي (چه به انگليسي و چه به  فارسي) امتياز منفي حساب خواهد شد. اصلا دوست ندارم فردا روزي وقتي دانشجوي من در دانشگاهي استاد شد منشي دانشگاه به هنگام تايپ نامه هاي اداري  دست نوشته ي او در دل بگويد "كي به اين  دكتري داده!؟" به نظرم  اشتباه املايي بين اساتيد جوان دانشگاه شده يك نوع افه!با هر غلط املايي مي خواهد بگويد ببين چه با حالم! هم استادم و هم بچه باحالي كه مشق ننوشته و املا بلد نيست. اما از نظر كارمندي كه   سواد املايي و انشايي خود را با او مقايسه مي كند خيلي با حال به نظر نمي رسد

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 13:36  توسط یاسمن فرزان 

ببینید! همان طوری که چند بار در موارد مختلف تاکید کرده ام سنجشی که ما برای انتخاب دانشجو می کنیم و خواهیم کرد به نوعی است که اگر خود مان را نصف شب از خواب بیدار کنند و بدون هیچ گونه آمادگی از من همان سئوال ها را بپرسند از ۲۰ حداقل ۱۸ می گیرم. من سال ۷۷ دوره ی کارشناسی را به پایان رسانده ام و در سال ۷۸ دوره ی کارشناسی ارشدرا. از آن پس این دروس تدریس نکرده ام و مرور هم ننموده ام. با این حال  توانایی آن را دارم که با استفاده از همان معلومات دوره ی کارشناسی و کارشناسی ارشد مسایل قابل حل در چارچوب فرمالیزم هایی که در آن دوره ها تدریس می شود را تجزیه و تحلیل نمایم. سنجشی که ما انجام می دهیم در واقع برای آزمودن قابلیت این تجزیه و تحلیل هست.

ضعفی که عموم دانشجوها دارند آن است که نمی توانند بین شهود فیزیکی ای که دارند و فرمالیزمی که سر کلاس آموزش می بینند ارتباط برقرار کنند. ایجاد چنین ارتباطی تنها از راه حل کردن تمرین پشت سر تمرین امکان پذیر است. اگر چنین ارتباطی بین شهود فیزیکی و فرمالیزم ریاضی برقرار کنید به این زودی ها یادتان نمی رود. برای این که کار پژوهشی انجام دهید نیاز به  شهود فیزیکی استوار بر پیکره ی فرمالیزم دارید. همین برای پذیرش دانشجو مورد سنجش قرار خواهد گرفت.

سئوالاتی که ما طراحی می کنیم در واقع یک نوع سئوال ترکیبی است. یک مسئله جلوی دانشجو می گذاریم که دانشجو خود باید تشخیص دهد چه قسمتی از سواد دوره ی کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را برای حل کردن آن سئوال باید به کار گیرد. بیشتر مفاهیم هستند که مورد نیاز هستند. مفاهیم را هم اگر درست آموخته باشید به این راحتی ها فراموش نخواهید کرد.  در کار تحقیقی هم شما عملا به همین قابلیت نیاز خواهید داشت. در دوره دکتری اصلا فرصت نیست که برگردید و مفاهیمی را که می بایست در دوره کارشناسی یا کارشناسی ارشد می آموختید دوباره یاد بگیرید. تجربه ی من آن است  که دانشجوی دکترایی که این مفاهیم را قبلا نیاموخته وبال گردن استاد راهنمایش می شود. هر چه قدر هم برایش وقت بگذاری ثمری ندارد. 

به طور مشخص در مورد ریاضی-فیزیک سئوال شد. ببینید! من یادم نیست شکل توابع تعدیل یافته ی بسل چیست. از دانشجوهایم هم انتظار ندارم به خاطر داشته باشند. اما هم برای من و هم دانشجویانم لازم است که بدانیم کی به این توابع نیاز پیدا می شود  ووقتی نیاز شد بتوانیم در زمان کوتاهی برویم مطالعه کنیم و نیاز محاسباتی مان را برطرف کنیم. برای آن که به این حد برسیم باید درس ریاضی-فیزیک را خوب خوانده باشیم. از طرف دیگر به همه ی دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد که قصد ادامه تحصیل در رشته ی خود را دارند توصیه می کنم کلاس های درس و کلاس های حل تمرین را جدی بگیرند و این درس ها را سر فرصت یاد بگیرند. در مقطع دکتری یا مثلا دیپلما-کورس آی-سی-تی-پی چنین فرصتی نخواهد بود.

یک طرز فکر غلط متاسفانه بین دانشجویان دوره ی کارشناسی در ایران در چند سال اخیر  مرسوم شده - آن هم نه فقط فیزیک بلکه در رشته های گوناگون. برخی دانشجوها با همفکری با یکدیگر وبدون کمک گرفتن از اساتید خود(!!!) به این نتیجه متفکرانه رسیده اند که درس های لیسانس "چرت و پرت" هستند و به درد نخور! مهم کار تحقیقی است و مقاله داشتن! این طرز تفکر مردود است. سیلابس دروسی که در دانشگاه   تدریس می شود (چه رشته ی فیزیک باشد چه رشته ی دیگر) حاصل دهه های متوالی تجربه ی اهل فن است. نمی خواهم بگویم بی ایراد است اما آن قدر هم "به درد نخور" و "چرت و پرت" نیست که ارزش نداشته باشد دانشجو آنها را جدی بگیرد. آن قدر ارزش داشته که در دانشگاه های مختلف در سراسر  دنیا تدریس می شود و برای آموزش آنها این همه هزینه می شود. اگر "بیخود" بودند و "چرت و پرت"َ   برنامه ریزان (ببخشید) مرض نداشتند که چند سال از عمر شما را صرف مطالعه آنها بکنند و به خاطر تدریس آنها به استادان پول بدهند. آن هم نه فقط در ایران بلکه در همه کشورهای توسعه یافته و در اغلب کشورهای در حال توسعه. در دوره های ما هم تک و توک بودند کسانی که گمان می بردند درس های کارشناسی به درد نخور هستند. تمام آن افراد را که من می شناسم در زندگی کاری  افرادی شکست خورده از آب در آمدند. (خوشبختانه درصد افرادی که چنین طرز تفکری داشتند در زمان ما بین دانشجویان خیلی زیاد نبود.) یه وقت شما اشتباه آنان را تکرار نکنید که بعدا خودتان ضربه اش را می بینید و احساس پشیمانی می کنید. اگر  هم حس می کنید چند سالی کم کاری کرده اید برای سال آینده با جدیت برنامه ریزی کنید تا  جبران کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 13:31  توسط یاسمن فرزان 

نکاتی برای جلسه ی مصاحبه ی دکتری


ببینید! بدترین کاری که یک دانشجو موقع امتحان می تواند بکند آن است که برگردد و با ممتحن چانه بزند که تو  با چه اجازه ای این سئوال علمی را از من پرسیدی.
در امتحان دکتری ای که من مصاحبه گر بودم تقریبا یک سوم دانشجوها -دختر و پسر-این کار را می کردند! این ذهنیت در جامعه که آدم باید دست بالا بگیرد طرف مقابل حساب کار دستش بیاید اینجا کار نمی کند.  شاید در بنگاه معاملات ملکی به کار آید اما در مصاحبه ی دکتری به درد نمی خورد!  حداقل با افرادی مثل من و شاهین و دیگر همکاران حاضر در آن جلسه کار نکرد. دانشجوها به جای آن که فکرشان را بدهند که جواب سئوال را بیابند فکرشان را می دادند که چه طور مودبانه بگویند "تو غلط می کنی از من سئوال می کنی که   چگونه می فهمیم در مرکز کهکشان سیاهچاله است." البته که روشی مودبانه برای گفتن این یافتن از پیدا کردن جواب واقعی  کار فکری دشوارتری است!
خیلی کم بودند که بتوانند با فکر به سراغ پاسخ سئوال بروند. آنهایی که چانه نمی زدند سعی می کردند از حفظ چیزی بگویند. در صورتی که ما می خواستیم ببینیم چه قدر بلدند مسایل فیزیک را با فرمالیزم حل کنند. اگر به سراغ فکر کردن می رفتند یک جوری کمکشان می کردیم که جواب را بیابند.

دست آخر این که خیلی از هول شدن نهراسید. نسل جدید آن قدر از هول شدن می هراسد که با پرخاش هول شدن خود را می پوشاند. از نظر مصاحبه گر هول شدن طبیعی است. آن را در ارزیابی دانشجوها لحاظ می کند. اما این پرخاش اصلا طبیعی نیست و امتیاز منفی بزرگی به حساب می آید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 13:0  توسط یاسمن فرزان 

مطلب زیر را در دوازدهم فروردین امسال نوشته بودم. بعد از این مباحث مفصل در جامعه در مورد مسایل درمانی به دنبال سریال در حاشیه مفید دانستم آن را اینجا منتشر کنم. البته ربطی به قیل و قال علم ندارد و نوشته حاضر را بعد از چند روز حذف خواهم کرد. اگر به این بحث علاقه مند هستید. به وبلاگ مینجیق بر دامنه آرزوبلاگ مراجعه کنید.

 

از نیمه دوم دهه هفتاد به این سو مردم ایران کم کم به جای فرهنگ مرید و مرادی سعی کرده اند خواسته های خود را فرمول بندی کنند. خواست هایی که ناشی از تجارب مشترک بوده. گاهی اندیشمندی یا سیاستمداری بر این خواست عمومی یک "اسم" مناسب گذاشته که جا افتاده. گاهی هم جناحی خواسته این خواست و این مطالبه را وسیله ای برای موج سواری قرار دهد. اما در مردمی بودن خاستگاه این خواسته ها و مطالبات نمی توان تردید کرد. مثلا در نیمه دوم دهه هفتاد این جمله بسیار مرسوم شد:" افراد نه سیاه هستند و نه سفید بلکه خاکستری هستند" این جمله بسیار مقبول افتاد و آن قدر تکرار شد که جا افتاد به گونه ای که دیگر  چندان نیازی به تکرار آن احساس نمی شود. همین دستاورد بسیار بزرگی است. جمعه گذشته کتاب تاریخی به دست گرفتم که در دهه شصت نوشته شده بود. نویسنده آن قدر درگیر سیاه و سفید دیدن افراد بود که متن از یک متن علمی تاریخی به یک فحش نامه و ارادت نامه تقلیل یافته بود. حالا دیگه خیلی کمتر این مسئله هست. در همان نیمه دوم دهه هفتاد مفاهیمی مانند "تساهل و تسامح و مدارا", "گفت و گو به جای مخامصه" و "نهادینه حل کردن مسایل"، "تمرین دموکراسی در ابعاد کوچک"، "بومی کردن دموکراسی" و..... مرسوم شده بود. از زبان سیاستمداران هم می شنیدیم ولی در اصل بین مردم معمولی بود که رایج شده بود. به خاطر احساس نیازی که می شد. دخترخاله هایی که در دهه شصت سر مسایل ایدئولوژیک به هم می پریدند در آنها سال ها آشتی کردند و به تفاهم رسیدند:" من عقایدم خودم را دارم و تو عقاید خود را. نه من عقاید تو را قبول دارم و نه تو عقاید مرا. اما عیبی ندارد وقتی من مریض شده بودم تو به عیادتم آمدی و آمدنت برای من دنیایی بود. وقتی هم که پدر تو فوت کرد من از ته دل برایت غصه خوردم. عقاید را ول کن. ورای همه این قیل و قال تو دخترخاله ی عزیز منی!" این همان "تساهل و مدارا" در عمل بود. در سطح آحاد مردم.
از نیمه دوم دهه هشتاد مفاهیم دیگری از بطن مردم مطرح و مطالبه شد. مثل حفاظت از محیط زیست و نجات دریاچه ها و رودخانه ها و....، حقوق زبانی ، حقوق اقلیت ها، حقوق زنان و.... البته این مطالبات از قبل هم بود ولی از سال 85 به این سو با قدرت و دامنه بسیار وسیع تری این مطالبات صورت می گیرد. تا جایی که کمتر کسی می تواند این خواست ها را انکار کند.
هر چند این مطالبات به حد مطلوب به نتیجه نرسیده اند اما همین چند قدم اندک که در راه آنها برداشته شده غنیمت هست.
دست کم این روش از مرید و مرادی خیلی بهتر است. از مرید و مرادی غیر از ویرانی و عقبگرد حاصلی ندیدیم. همین روش را باید ادامه دهیم و مطالبات را روشن تر بیان کنیم.
بینید! اگر ما خواست ها و مطالباتمان را به صورت مدون ابراز کنیم احتمال این که بخشی از آنها عملی بشه بالاتر می ره.

فضای مجازی و شبکه های اجتماعی برای ما این امکان را فراهم آوردند که مطالباتمان را بتوانیم در سطح وسیع تر بیان کنیم. در سال های اخیر از این ابزار بسیار استفاده شده. گاهی به صورت مثبت گاهی به صورت منفی.
مثال استفاده مثبت در کمک رسانی و مطالبه کمک برای زلزله زدگان بود. هرچند آن گونه می خواستیم کمک رسانی کامل نشد اما اگر آن خواست و پی گیری مردمی نبود همین قدر هم کمک رسانی انجام نمی گرفت.
نمونه منفی به نظر من همین کمپین های فیس بوکی هست که راه می افته که فلانی را به بهمان مقام برسانید. عنصر تملق و چاپلوسی در آن بسیار زیاد هست. به نظر من دون شان ماست که چنین اقدام هایی بکنیم. به جای دمیدن در فرهنگ "کیش شخصیت" و تملق و چاپلوسی و مریدی و مرادی، از این ابزار بهره گیریم تا وضعیت مان بهتر بشه. خواست های خودمان را به جای غرولند های بی ثمر به طور مدون بیان کنیم. باشد که مورد توجه قرار بگیرد.

الان زمان مناسبی برای شروع به این کار هست. اولا که انتخابات مجلس در پیش هست. اگر از الان شروع کنیم تا اسفند ماه یواش یواش مطالبات پخته می شه و به گوش کاندیداها هم می رسه. اونها هم سعی می کنند برخی از این مطالبات را در شعارهایشان منظور کنند. از هر ده تا یکی اش هم عملی بشه باز خوبه. دو سال دیگه هم انتخابات ریاست جمهوری است. طبعا دولت فعلی سعی می کنه به مطالبات کوچک اما چشمگیر بپردازه که محبوب تر بشه. خوبه دیگه! همین طور یواش یواش وضعیت بهتر می شه. بهتر از این هست که بنشینیم و تماشاگر دعوای تکراری و خسته کننده ی اصلاح طلب و اصولگرا باشیم. ما مطالبات خود را بیان می کنیم و در عمل می گیم این دعواهای درون خانوادگی تان را ببرید خونه مادربزرگتان بکنید. ما را هم الکی از همدیگه نترسونید که از ترس اون یکی بیاییم به شما رای بدهیم. اگه راست می گید این مطالبات ما را عملی کنید.

همین طور وقت آن هست که مطالبات هویتی و مطالبات مربوط به زبان مادری به طور مدون تر و مشخص تر بیان بشه. من قبلا در این باره زیاد نوشته ام و بیش از آن که قبلا گفته ام حرف جدیدی ندارم. اما در مجموع  در این جنبش به اندازه کافی به آن پرداخته نشده. اگر از میزان گله گذاری کم شود و به جای آن مطالبات مدون بیان شوند می توان به پیشرفت در این زمینه امید بست. بیان مطالبات کار فکری زیادی می خواهد. خیلی راحت هست که همین طوری شروع به گله گذاری کنی و بگویی"آی! به ما ظلم شد. آی! حقمون را خوردند!" این کار آسان هست. بین همقطارانت که هستی همدیگر را آن قدر تایید می کنید که باورتان می شود. از منظر شما می شود حقیقت عیان. بعد می روی سراغ جمع دیگری و همین را می گویی و جواب می شنوی:"جمعش کنید این بساط را! کدوم حق خوری؟! کدوم ظلم!؟ مگه فلانی و بهمانی در میان مقامات از خودتان نیستند و....." بعدش یا دعوا می شه یا مجبوری کوتاه بیایی. ساده ترین راه بهترین راه نیست. یه جای آن مطالبات را باید به طور مشخص و مدون بیان کرد. طوری که قابل عمل باشد. مثلا درخواست داشته باشید که مجوز افتتاح آموزشگاه زبان ترکی آذربایجانی  در تهران و سایر شهرها صادر نمایند. این شد یک خواست مشخص. مجموعه ای مدون از این گونه خواست های عملی را باید ارائه داد تا قدم به قدم اوضاع به سمت مطلوب برود. بدون ستیزه جویی!
دومین نکته آن هست که نمایندگان مجلس بنا به قانون اساسی موظف به پاسخ گویی در برابر همه آحاد ملت هستند نه فقط مردم حوزه انتخابیه خود. در نتیجه از نماینده مجلس نباید انتظار داشت که برود و در مورد یک مسئله محلی در مجلس شورا صحبت کند. اگر این کار را بکند آبروی خودمان می رود. می گویند اصلا اینها نمی فهمند که شان مجلس چیست! مسایل محلی -نظیر نامگذاری خیابان ها و نصب مجسمه ها- البته مهم هستند ولی در دایره وظایف شوراها و شهرداری ها و.... قرار می گیرند. در این موارد باید از این مقامات انتظار داشت.
 مسئله ای مانند نجات دریاچه اورمیه یک مسئله ملی است و پرداختن به آن قطعا در شان مجلس هست. خوشبختانه امروزه ملت ایران از سراسر کشور به این اهمیت واقف هستند. به طور مثال دوستان شیرازی ما کمتر از آذربایجانی ها برای نجات این دریاچه دلسوزی نمی کنند. توجه کنیم که با به کار گیری ادبیات تفرقه افکن آنها را دلسرد نکنیم. بارها گفته ام و بار دگر می گویم برای بیان مطالباتی این چنینی از ادبیات منحوس اما متاسفانه بسیار متداول گله گذاری ("پس چرا برای اصفهان امکانات هست اما وقتی به ما رسید ....."  )  استفاده نباید کرد. این ادبیات بچه گانه است! به درد وصول مطالبات نمی خورد! درسته که طرح مسئله دریاچه اورمیه یک امر ملی و در شان مجلس شورا هست، اما باز هم آن اصل اصیل قانون اساسی را باید در نظر داشت. شان مجلس باید رعایت شود و مسئله ملی حفظ دریاچه اورمیه نباید به دعوای نمایندگان آذربایجان شرقی و غربی تبدیل شود! وقتی یک معضل به این بزرگی هست این دعوا واقعا بچه گانه به نظر می رسد. همین طور است دعوای نمایندگان شهرهای بزرگ و کوچک. در این دو دوره ی اخیر از نمایندگان شهرهای کوچک کنار کلانشهر ها بسیار شنیدیم که نصف زمان نطقش را صرف این می کند بگوید من با این که نماینده شهر کوچک هستم از نماینده های کلانشهر بغلی بیشتر حرف می خواهم بزنم، پس خیلی کارم درسته!!!
به عنوان کسی که از بیرون نگاه می کنم من این حرکت و این گفتار را واقعا دون شان نمایندگی مجلس می دانم. وقتی او را تحسین می کردم که به جای اختصاص قسمت اعظم وقت نطقش به این نکته، حرف حساب می زد. حرف حسابی در جهت رفع مشکلات و حل مسایل در ابعاد ملی.

در مورد این راهکار مطالبه محوری که در نظرها نوشتم بیایید بیشتر فکر و بحث کنیم.
زمان آقای خاتمی می گفتند باید دموکراسی را از مدارس و خانواده ها تمرین کنیم. جنبشی از این نوع هم راه افتاد. اما گمان نمی کنم خیلی موثر واقع شده باشد. یک کار تصنعی به نظرم آمد. خواست و نیاز باید باشد و حس شود تا اقداماتی از این دست پا بگیرد.
راهکار مطالبه محوری به نظرم این جایگاه را دارد.
البته مانند هر پدیده ای آسیب های خود را خواهد داشت. آسیب این راهکار هم به ابتذال کشیده شدن از طریق افراد جویای نام هست.
یک عده خوششان می آید این گونه خود را مطرح کنند. تا با دو سه نفر دعوایشان می شود آن را رسانه ای می کنندو طلب کمک همگانی می کنند. چه بسا معضل کوچکشان اگر رسانه ای نمی شد با ریش سفیدی راحت تر حل می شد.
نتیجه آن میشود که مردم خسته می شوند و بی تفاوت می گردند.به خصوص اگر ببینند در مواردی همه حقیقت به آنها گفته نشده حس می کنند که به احساسات آنها خیانت شده و دیگه پی گیر مطالبات نمی شوند.
برای این آسیب باید فکری کرد. شاید باید دایم متذکر شویم که زود نباید قضاوت کرد و هر دعوا دوسویه دارد.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 19:12  توسط یاسمن فرزان 

شاید بدانید که آی-پی-ام در دانشگاه اصفهان شعبه ای دارد. این شعبه نسبتا تازه تاسیس شده اما بسیار  فعال و پویاست. اخبار و اطلاعیه هایش  را می توانید اینجا ببینید. ویلانی ریاضی دان معروف فرانسوی هم قرار است به زودی (23 اردیبهشت) در این موسسه سخنرانی ایراد کند. ویلانی آدم جالبیه. جایزه فیلدز هم برده. لباس های عجیب غریب می پوشه و سنجاق سینه های عجیب غریب تر می زنه. ولی از ظاهر قضاوت نکنید! سخنرانی اش خیلی منظم و متین هست.

دکتر اعظم و دکتر رکنی زاده هم اوایل مهر یک کارگاه در مورد گروه لی در اصفهان  برگزار خواهند کرد. سخنران اصلی آن

Prof. Karl-Hermann Neeb  (University of Erlangen-Nuremberg, Germany)

هست. اطلاعات بیشتر و فرم ثبت نام اینجاست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 16:20  توسط یاسمن فرزان 



 Colloquium

 Colloquium

 

Dear all, 
It is a pleasure for me to announce that the speaker of the  next colloquium in Ordibehesht is Dr Mehrdad Mirbabayi of IAS, Princeton. More information can be found in the textbox to the right.



Everybody is welcome to attend.


With kind regards,
Y. Farzan

 

Speaker

Dr Mehrdad Mirbabayi

Affliation

IAS, Princeton, USA
Title of talk

Equivalence principle and baryon acoustic peak
«اصل هم‌ارزی و پژواک باریونی»

Date and time

16th of Ordibehesht (6th of May), 4:30 pm

Place

Farmanieh Seminar Room

Abstract

 

In the non-relativistic regime, pertinent to the large scale structure of the Universe, the leading effect of a long-wavelength perturbation on short distance physics is a uniform acceleration. Typically, this has no effect on statistical averages at equal time since a uniform acceleration results in a uniform translation --- a reasoning that has been formalized as a ``consistency condition'' on the cosmological correlation functions. This naive expectation fails in the presence of the baryon acoustic feature if the wavelength of the matter perturbation is shorter than the BAO scale. As a result, there are interesting observable effects in the sky that are fully fixed by the equivalence principle. 
 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 14:41  توسط یاسمن فرزان 

arXiv:1504.04371 [pdf, other]

Title: Evidence for Dark Matter Self-Interactions via Collisionless Shocks in  Cluster Mergers
Comments: 5 pages, 1 figure
Subjects: High Energy Physics - Phenomenology (hep-ph)

While dark matter self-interactions may solve several problems with structure formation, so far only the effects of two-body scatterings of dark matter particles have been considered. We show that, if a subdominant component of dark matter is charged under an unbroken $U(1)$ gauge group, collective dark plasma effects need to be taken into account to understand its dynamics. Plasma instabilities can lead to collisionless dark matter shocks in galaxy cluster mergers which might have been already observed in the Abell 3827 and 520 clusters. As a concrete model we propose a thermally produced dark pair plasma of vectorlike fermions. In this scenario the interacting dark matter component is expected to be separated from the stars and the non-interacting dark matter halos in cluster collisions. In addition, the missing satellite problem is softened, while constraints from all other astrophysical and cosmological observations are avoided.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت 9:45  توسط یاسمن فرزان 


من و دکتر جباری هر دو امسال قصد دانشجو گرفتن داریم. اگر می خواهید با ما کار کنید در فرم های انتخاب رشته همان گرایش فیزیک ذرات را انتخاب کنید

 

 

پی نوشت: کد 2916
را انتخاب کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۴ساعت 19:37  توسط یاسمن فرزان  | 

arXiv:1504.04276 (cross-list from astro-ph.HE) [pdf, other]
AMS-02 antiprotons, at last! Secondary astrophysical component and immediate implications for Dark Matter
Comments: 12 pages, 5 figures
Subjects: High Energy Astrophysical Phenomena (astro-ph.HE); High Energy Physics - Phenomenology (hep-ph)

Using the updated proton and helium fluxes just released by the AMS-02 experiment we reevaluate the secondary astrophysical antiproton to proton ratio and its uncertainties, and compare it with the ratio preliminarly reported by AMS-02. We find no unambiguous evidence for a significant excess with respect to expectations. Yet, some preference for thicker halos and a flatter energy dependence of the diffusion coefficient starts to emerge. Also, we provide an assessment of the room left for exotic components such as Galactic Dark Matter annihilation or decay, deriving new stringent constraints.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 9:58  توسط یاسمن فرزان 

arXiv:1504.03388 (cross-list from astro-ph.CO) [pdf, other]

Title: The behaviour of dark matter associated with 4 bright cluster galaxies  in the 10kpc core of Abell 3827
Authors: Richard Massey (Durham),  Liliya Williams (Minnesota),  Renske Smit (Durham),  Mark Swinbank (Durham),  Thomas Kitching (MSSL),  David Harvey (EPFL),  Mathilde Jauzac (Durham),  Holger Israel (Durham),  Douglas Clowe (Ohio),  Alastair Edge (Durham),  Matt Hilton (ACRU),  Eric Jullo (LAM),  Adrienne Leonard (UCL),  Jori Liesenborgs (Hasselt),  Julian Merten (JPL),  Irshad Mohammed (Zurich),  Daisuke Nagai (Yale),  Johan Richard (Lyon),  Andrew Robertson (Durham),  Prasenjit Saha (Zurich),  Rebecca Santana (Ohio),  John Stott (Durham),  Eric Tittley (Edinburgh)
Comments: 15 pages, 9 figures
Subjects: Cosmology and Nongalactic Astrophysics (astro-ph.CO); Astrophysics of Galaxies (astro-ph.GA); High Energy Physics - Phenomenology (hep-ph)

Galaxy cluster Abell 3827 hosts the stellar remnants of four almost equally bright elliptical galaxies within a core of radius 10kpc. Such corrugation of the stellar distribution is very rare, and suggests recent formation by several simultaneous mergers. We map the distribution of associated dark matter, using new Hubble Space Telescope imaging and VLT/MUSE integral field spectroscopy of a gravitationally lensed system threaded through the cluster core. We find that each of the central galaxies retains a dark matter halo, but that (at least) one of these is spatially offset from its stars. The best-constrained offset is 1.62+/-0.48kpc, where the 68% confidence limit includes both statistical error and systematic biases in mass modelling. Such offsets are not seen in field galaxies, but are predicted during the long infall to a cluster, if dark matter self-interactions generate an extra drag force. With such a small physical separation, it is difficult to definitively rule out astrophysical effects operating exclusively in dense cluster core environments - but if interpreted solely as evidence for self-interacting dark matter, this offset implies a cross-section sigma/m=(1.7+/-0.7)x10^{-4}cm^2/g x (t/10^9yrs)^{-2}, where t is the infall duration.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۴ساعت 10:49  توسط یاسمن فرزان 

مطالب قدیمی‌تر