قیل و قال علم

روزنوشت های علمی من

نوشته زیر را هر سال این موقع تکرار کرده ام. یادم نیست چند بار!

سئوالات زیر را از دانش آموزی علاقه مند به انتخاب رشته ی فیزیک دریافت کردم. احتمالا این سئوالات در ذهن عده ی کثیر دیگری نیز هست. اینجا سعی می کنم پاسخ سئوالات را تا حد امکان بدهم.



 



فیزیک چیه؟ روش فیزیک چیه؟ چه چیزی تو فیزیک «حقیقت» داره؟



"مفهوم حقیقت" مفهوم بسیار عمیقی است که فیلسوفان در خوش تعریف تر کردن مفهوم آن درمانده اند. غور در این مفهوم خارج از حیطه ی تخصص یک فیزیکپیشه است. من شخصا یک تصور مبهمی از این مفهوم در ذهن دارم اما آن قدر این مفهوم در ذهنم گنگ است که نمی توانم بیان خوبی از آن داشته باشم.فیزیک -ودیگر علوم تجربی- جواب سئوالات اگزیستانسیالیستی شما مانند" ز کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟" را نخواهند داد. اما واقعیت آن است که در طول تاریخ همراه و همپا با پیشرفت های فیزیک و دانش های تجربی دیگر، فیلسوفان عقاید فلسفی خود را باز نگری و باز سازی کرده اند. فلسفه ي علم یا به عبارت دقیق تر empricism که قطعا دستخوش تحول شده. نگرش به فلسفه ی هستی نیز با پیشرفت های علوم تحول یافته است.



برخی اوقات می شنویم که برخی شکایت می کنند و می گویند قبل از جنگ جهانی وقتی مکتب آلمان در فیزیک غالب بود تعامل بین فیزیکپیشگان و فلاسفه بیش از اکنون بود که مکتب آمریکا غالب شده است. این مشاهده درست است اما کماکان یک فیزیکپیشه به طور متوسط بیش از یک شهروند غیر فیزیکپیشه به فلسفه علاقه مند است (علاقه ای که هر چند ریشه در علایق علمی او دارد، اما به طور رسمی وحرفه ای جزو پیش نیازهای کار فیزیکپیشگی نیست). (البته منظورم فيزيكپيشگان علاقه مند است نه ماشين هاي توليد مقاله در جهان سوم كه قبول شدن آنها در امتحان دكتري هم محل سئوال است!) از آن طرف علاقه شدید تر است! فلاسفه پیشرفت های فیزیکپیشگان را دنبال می کنند!

 
روش فیزیک اینه که برای توصیف پدیده های طبیعت فرضیه ای ارائه می دی بعد با آزمایش هایی که هر کدام خطا دارند سعی می کنی پیش بینی های فرضیه را چک کنی. من در این مورد زیاد نوشته ام. باز هم خواهم نوشت. اینجا صحبت را به درازا نمی کشانم.



--سوالات دانش‌گاهی--
۲-رشته فیزیک چیه؟ اون تو چی درس می‌دن؟



لیست درس ها را وبسایت دانشکده ها می توانید بگیرید.




۳-پیش نیاز‌های این رشته چیه؟! (برای تابستان پر از بیکاری پیش رو می‌پرسم! مثلا اگه بگید «ریاضی می‌خواد توماس بخون» می‌خونم!)



 



توصیه می کنم زبان انگلیسی خود را تقویت کنید. هر چه قدر برای این کار وقت بگذارید، ضرر نکرده اید. من با "نیم خورد کردن" دروسی که قرار است در سال تحصیلی پیش رو ببینید در دوران تابستان مخالفم. این کار باعث می شود دروس را نصفه نیمه یاد بگیرید و در طول ترم حوصله ی رفتن سر کلاس و یادگرفتن اصولی را از دست بدهید. به جای آن سعی کنید مسئله ی ریاضی در سطح دبیرستانی حل کنید . هر چه بیشتر بهتر: هندسه، جبر مثلثات. متاسفانه عادت حل تمرین که ما به آن خو گرفته بودیم در نظام جدید آموزشی به فراموشی سپرده شده. دانش آموزان نظام جدید در این زمینه بسیار ضعف دارند. حتی استادان پیشکسوت ایرانی مقیم خارج هم این افت را مشاهده می کنند و می پرسند "چی شد که همچین شد. قبلا دانشجو های ایرانی خیلی در زمینه ی حل مسئله توانمند بودند." من هم می گویم"نظام آموزشی تغییر کرد. دیگر بچه ها در مدرسه مسئله پشت سر مسئله حل نمی کنند. قضیه پشت سر قضیه اثبات نمی کنند." پروفسوروفا خود می گفت بخشی از پیشرفت خود را مدیون توانایی ذهنی است که در دوره ی دبیرستان در ایران و به خاطر درس هندسه( که آن زمان بسیار جدی گرفته می شد) آموخته .




۴- جو دانشگاه چطوره؟ کسایی که میان فیزیک چقدرشون بخاطر فیزیک اومدن؟ چقدرشون بخاطر اسم دانشگاه و قبول نشدن در رشته‌های دیگه اومدن؟



 



آمار دقیق ندارم که در صد بدهم. اما هر دو گروه-شاید هم هر سه گروه- وجود دارند.



 



چون من از چند نفر از مخالفین شنیدم که جو کلاس‌ها خیلی علم دوستانه نیست و یک
عده (منسوب به گروه «استاد، خسته نباشید»!) سعی در به هم زدن جو می‌کنن. از یه عده هم شنیدم فضا خیلی رقابتی و خشکه. جالب اینجاست که همه به نامه‌ی اون آقایی که خودکشی کرده استناد می‌کنن. "
 

 

نکته ي جالب این که هر دوی این مواردی که گفتید متاسفانه وجود داره. هر چند در نظر اول متناقض به نظر می آید اما هر دو با هم وجود دارد! در واقع تناقضی نیست. یک کلاس هیچ وقت یک دست نیست . در هر کلاس دانشگاهی و در همه جای دنیا معمولا هم آدم های بی علاقه به علم آموزی هستند که از کلاس ها آن چنان که باید استفاده نمی کنند و هم کسانی که جو رقابتی ناسالم به وجود می آورند. در واقع برخی که دید محدودتری دارند جو کلاس را سرد و بیروح می کنند تا همکلاسی ها نتوانند خوب درس بخوانند غافل از این که در این میان خود بیش از دیگران ضربه می بینند! البته این موضوع اختصاص به رشته ی فیزیک یا دانشگاهی خاص ندارد! آفتی است که گریبانگیر خیلی از مراکز دانشگاهی در رشته های گوناگون است. رقابت ناسالم- و دامن زدن به آن -هم سطح آموزش را پایین می آورد و هم روحیه ی دانشجویان را تخریب می کند. متاسفانه برخی از استادان با مقایسه ی بیجای دانشجویان با هم و دادن لقب بي اساس وتهي از معناي "ستاره"... به این جو ناسالم رقابتی دامن می زنند. رقابت علی الاصول خوب است. رقابت سالم آن است که وقتی من ببینم دوستم دارد درس می خواند خود م هم تشویق شوم که خوب درس بخوانم. اما گاهی اوقات رقابت سالم به سوی رقابت ناسالم می رودو افراد به جای همیاری یکدیگر برای آموزش بیشتر سعی در تخریب روحیه ی همدیگر می کنند.



من خوشبختانه از هیچ کدام از این دو ضربه ندیدم. دلیل آن بود که جمع کوچکی از دوستان داشتم که هم از لحاظ عاطفی نیاز های همدیگر را ارضا می کردیم و هم مستقیم و غیر مستقیم همدیگر را تشویق به درس خواندن می نمودیم.
شما هم سعی کنید چنین جمعی ایجاد کنید. احتیاط کنید که جمع بزرگ تر همکلاسی ها را علیه خود تحریک نکنید! نباید فکر کنند که شما برایشان "کلاس" می گذارید و آنها را در جمع خود راه نمی دهید. نباید فکر کنند که شما خشکه مقدس رفتار می کنید و آنها را نمی پسندید. درگیر کارهایی که به گمان شما وقت تلف کردن هستند هرگز نشوید. به هیچ وجه وقت خود را تلف نکنید. با دوستانی که وقت شما را تلف می کنند صمیمی نشوید. اما به خاطر داشته باشید که شما هیچ وظیفه ای ندارید که همکلاسی ها را اصلاح کنید. مبصر کلاس نیستید! همه در دانشگاه عاقل و بالغند و صلاح خویش می دانند. اگر چنین نقشی را برای خود تعریف کنید دیگران علیه شما تحریک می شوند و نمی گذارند درستان را بخوانید. با همه با لبخند و مدارا رفتار کنید اما دوستان صمیمی تان را با وسواس انتخاب نما یید. کسانی را انتخاب کنید که یار و غمخوار شما باشند و صلاح شما را بخواهند. به چنین دوستانی نیاز دارید هم به لحاظ عاطفی و هم به لحاظ درسی. متاسفانه اين گونه كه مي گويند آن آقايي كه به او اشاره كرديد- در خوابگاه خيلي تك افتاده بود. عقايدش را درك نمي كردند و او منزوي شده
بود. جمعي پيدا كنيد كه بتوانند عقايد شما را درك كنند (حداقل بخشي از آن را). جمع هاي گوناگوني كه هر كدام بخشي از عقايد و يا احساسات شما را درك مي كنند در پس زدن افسردگي مفيد خواهند بود.

 

از رفتار و گفتار نامناسب برخي از استادان زياد نرنجيد. به اين رفتارها وقعي ندهيد و به جاي آن روي درستان تمركز كنيد. همين جا به شما مي گويم از برخي از استادان رفتار هايي خواهيد ديد كه با انتظاري كه از يك استاد داريد فرسنگ ها فاصله دارد. منظورم رفتارهايي از قبيل گفتن جوك هاي جنسيتي قوميتي و يادانشجويان را با الفاظ زشت خواندن و ..... است. متاسفانه من راهي براي جلوگيري از اين كارها ي زشت نيافته ام جز آن كه به دانشجويان توصيه كنم كه آن قدر "بزرگ" شوند كه اين رفتار ها آن قدر "كوچك" شود كه آنان را نيازارد!
برخي از استادان هستند كه با همه ي دانشجو ها صميمي هستند. خوب! اين خيلي خوب است. اما برخي ديگر هستند كه با بقيه سرسنگين هستند اما ممكن است به طور خاص به شما توجه كنند و اظهار صميميت نمايند. مودبانه اين صميميت و "برگزيدگي" را پس بزنيد. در غير اين صورت همكلاسي هايتان عليه شما موضع مي گيرند. اين برگزيدگي باعث مي شودكه دوران دانشجويي را چنان كه بايد تجربه نكنيد.استادي كه چنين مي كنددر بهترين صورت آدم ناپخته اي است كه حتي در صورت حسن نيت به شما ضربه خواهد زد. امروز شما را برگزيده اعلام مي كند و فردا روي اعصابتان راه مي رود!
 
 

 

5-آدمی که فیزیک خونده باشه، از کجا پول در میاره؟ و اینکه تو آی‌پی‌ام چی‌کار می‌کنن؟
برخی پس از گرفتن لیسانس وارد کار های آموزشی و یا کار صنعتی می شوند. خانم دکتر ایرجی و آقای دکتر صدیقی بنابی در دانشگاه صنعتی شریف در بین فیزیکپیشگانی که من می شناسم بیش از دیگران ارتباط با صنعت دارند. می توانید ازآنها پرسش کنید. از دوستانی که خود این راه را رفته اند خواهش می کنم پاسخ این سئوال دوستمان را بدهند. استادان دانشگاه و پژوهشگاه همان طوری که می دانید کارمند هستند و حقوق ماهیانه دریافت می کنند که در حال حاضر-خدا را شکر- مکفی است. "تکه نانی دارم، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی." اما با این روند تورم نمی دانم تا ده سال دیگر هم چنین خواهد ماند یا خیر!
 

 

و اما کار ما در آی-پی-ام: هر روز که می رسیم ابتدا مقالات جدید روز را در آرکایو مرور می کنیم. بعد معمولا روی مقاله مان کار می کنیم (یا تنهایی یا به همکاری دیگران) . سر سمینار می رویم. خود سمینار می دهیم. دانشجو هایمان می آیند سئوال می پرسند. به آنها درس می دهیم. همایش برگزارمی کنیم وکارهایی از این دست. مراکز پژوهشی ساعت کار ندارند. اما اغلب ما بیش از یک کارمند و زمانی که رسما در حکممان قید می شود و بر پایه ی آن حق التحقیق حساب می شود بر روی پروژه هایمان کار می کنیم. اما خوبی کار این است که دست خود ماست که چه ساعتی بیاییم و برویم.



کسی که این سئوال را پرسیده بود یک آقا بود اما این نکته ی ساعت کار نداشتن برای یک خانم در ایران نکته ی جذاب تری است به خصوص که ساعت کاری خیلی از سرویس های خدماتی برای بانوان-مثل استخرها و...- صبح است. در واقع برای خانم های خانه دار تنظیم شده ودر نتیجه اغلب خانم های شاغل از آنها محرومند.
(از فلسفه ی اگزیستانسیالیزم شروع کردیم و به اين جا رسیدیم. زندگی است دیگه اون یک جنبه شه این هم یکی دیگه. میشه در حین شنا به فیزیک هم فکرکرد. به فلسفه هم فکر کرد... چرا که نه؟!)
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت 23:57  توسط یاسمن فرزان  | 

چون از من مرتب سئوال مي شه اينجا دوباره مي نويسم. خيلي ساده و روراست بدون هيچ پيچيدگي ويا نقابي و يا حتي تظاهر به شكسته نفسي!

اگر رشته ي فيزيك را به عنوان رشته ي دانشگاهي خود و حرفه ي آ ينده ي خود برگزينيد هيچ وقت ثروتمند نخواهيد شد! خودتان بهتر مي دانيد كه آينده ي شما، جناب Richy rich نيست. اما اين طوري هم نيست كه مسايل مالي به شما فشار بياورد.

"خرده ناني دارم، خرده هوشي، سر سوزن ذوقي"

اغلب فيزيك دان هايي كه با عشق - و نه از روي ناچاري و قبول نشدن در رشته هاي مهندسي- اين رشته را انتخاب كرده اند آن قدر هم زبر و زرنگ بوده اند كه زندگي متوسط رو به خوبي از لحاظ مالي داشته باشند. ثروتمند نشده اند اما خود را به جايي رسانده اند كه غم معيشت نداشته اند.

بذاريد در  چهارچوب خرده-فرهنگ خودمان (خرده فرهنگ طبقه ي متوسط تبريز ) حرف بزنيم. خوب! مي دانيم - و معروف هست كه- خيلي تشريفات دارند. در عروسي بنا به رسومات بايد آينه و شمعدان نقره بخرند. اما خبر خوب! اگر فيزيكدان باشيد لازم نيست اين رسم را رعايت كنيد حتي اگر تبريزي باشيد!  از يك فيزيكدان انتظار ندارند خود را اسير اين قبيل رسومات تشريفاتي كند! در تبريز هر از گاهي يك چيزي مد مي شه و خانم هاي طبقه ي متوسط حتما و حتما مي روند سراغش.  اگر نروند دمده و امل هستند! اما يك خبر خوب! از يك خانم فيزيكدان انتظار نمي ره دنبال اين مد ها راه بيافته و به خاطر پيروي نكردن از اين مدهاي پرخرج و مخارج دمده و امل حساب نمي شه! اگر بيافته دنبال اين مدها مي گويند  اين چه فيزيكداني است كه اين قدر  سطحي هست !  از يك خانم فيزيكدان انتظار نمي رود كه دغدغه ي اين را داشته باشد كه يك لباس را در جمعي بيش از يك بار نپوشد. خودم بارها و بارها مي پوشم و كسي هم ايرادي نمي گيرد. اصلا جز اين انتظار ندارند. نه به خاظر اين كه فكر مي كنند فقيرم بلكه به اين علت كه فكر مي كنند وقت من بيش از آن ارزش دارد كه صرف اين دغدغه ها شود.

هرچند وضع مالي فيزيكدان ها توپ نيست اما معمولا آن قدر زبر و زرنگ بوده اند كه چيزي را كه با آن حال مي كنند تهيه كنند. مثلا اگر پيانو نوازي را دوست دارند پيانو مي خرند. پولش را جور مي كنند. دقت كنيد پيانو نمي خرند كه كلاس داشته باشد و با آن به بقيه پز دهند. پيانو مي خرند تا با آن حال كنند.  اگر اسكي دوست داشته باشند اسكي مي روند. پول اسكي رفتن را جور مي كنند اما فقط همان اسكي را. خود را مجبور نمي بينند مثل پولدارهايي كه در  اين قبيل جاها رفت و آمد مي كنند لباس هم بپوشند يا خرج كنند. جامعه هم از آنها مي پذيرد. در همان دهكده هاي اسكي لوكس كوه هاي آلپ برخي از همايش هاي فيزيك برگزار مي شود. سمينار شان مي روند وبعد هم اسكي شان را مي كنند. با همان لباس معمولي اي كه قيمتش يك صدم قيمت لباس هاي كسان ديگر در آن هتل هاست. اما پرسنل هتل كمتر از ميلياردر هايي كه آنجا هستند عزت و احترامشان نمي گذارند. فيزيك دان بودن بيش از آن رخت و لباس ها ي گران قيمت در آن محيط ها جذاب و جالب است. با اسكي حالشان را مي كنند بعد هم علي رغم لباس فقيرانه اي كه برتن دارند سرشان را بالا مي گيرند و جامعه هم آنها را همان گونه كه هست مي پذيرد. تازه ثروتمندان حسرت فيزيكدانان را مي خورند كه لباس  و كفش راحت مي پوشند و نيازي نمي بينند خود را اسير كفش و لباس تنگ رسمي نمايند.

 در اروپا و آمريكا  ژاپن و كره  و چين و تركيه و  روسيه و هندوستان   و سنگاپور و آذربايجان و ارمنستان و گرجستان  و البته ايران اين جوري است. من يك نصف روز  در سال 1376در امارات بودم. يك مقدار به خاطر ايراني بودنم و يك مقدار به خاطر ثروتمند نبودنم به من بي حرمتي شد. نه اين كه حرف بدي  بزنند و يا كاري بكنند. اما نگاه هايشان يك مقدار سنگين بود كه اذيت مي كرد. در كشورهايي كه نام بردم نگاه ها آن جور سنگين نيست. وقتي بدانند در كار پژوهش فيزيك هستيد يك جوري با عزت و احترام نگاه مي كنند - با وجود اين كه نيك آگاهند كه ما ثروتمند نيستيم!  اگر آن نگاه سنگين در دوبي را نديده بودم متوجه اين احترام خاص  كه در ديگر جاهاست نمي شدم! فكر مي كردم حتما بايد همه جا اين جوري باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت 23:52  توسط یاسمن فرزان  | 

یکی از خوانندگان با نام "مسیح" در ادامه ی نوشته ی قبلی ام سئوالات و نکاتی را متذکر شدند. من جواب سئوالات ایشان را از دید خودم می دهم. دیدم به هیچ وجه آرمانگرایانه نیست. منظر و موضع من این هست: دانشجوی مستعدی وارد آن دانشکده شده. چه طور بیشترین استفاده را از مزیت های آن دانشکده ببرد و چه طور از خطرات آن در امان بماند؟! برایم من آن دانشجوست که مهم هست. به عنوان یک انسان در درجه اول  و سپس به عنوان یک فرد مستعد که اگر اعصابش را داغون نکنند و خودش هم بازیگوشی نکند و استعدادش را در جهات مختلف هرز ندهد وزنه ای در علم یا فن آوری می شود. بقیه ی چیزها برای من فرع هست. مهم اوست! کاری هم به مفاهیم انتزاعی ندارم! در پاسخ ها روی صحبتم لزوما "مسیح" نیست. بلکه خواننده ی عام این وبلاگ مد نظرم هست.

 

 

مسیح گفت: خانم دکتر، اگر قرار است که دانشجو ها سعی در اصلاح وضعیت موجود نکنند (که متاسفانه توصیه ی درستی هم هست و برای آن دانشجو دردسر ایجاد خواهد شد) و اساتید جوان هم تلاشی برای تغییر وضع موجود نکنند (چون ممکن است برخی اساتید مسن و با نفوذ برایشان دردسر ایجاد کنند)، پس وضعیت نامطلوب این دانشکده چطور باید عوض شود؟

منظر مینجیق: مگه حتما باید عوض شود؟! بعضی ها به وضعیت موجود هم خوش هستند و برای خودشان هم برای ایجاد این وضعیت نوشابه باز می کنند. دور همی خوش هستند! ظاهرا ماییم که وصله ناجوریم. در این مملکت هفتاد چند میلیونی و مساحت یک میلیون و ششصد چهل هشت هزار کیلومتر و صد و نود پنج کیلومترمربعی خیلی نهاد ها و موسسات دیگر هستند که بسی بیشتر از آن دانشکده از مطلوب من فاصله دارند!  مگه من و شما رسالت داریم همه ی آنها را اصلاح کنیم؟! اگر چنین سودای خامی در سر بپرورانیم از همین یکی دو کار مفید هم که می توانیم بکنیم و می کنیم باز می مانیم. به علاوه همیشه این احتمال را باید داد که شاید ما اشتباه می کنیم و از بیرون گود داریم قضاوت می نماییم.

 

 مسیح گفت: ممکن است بگویید اساتید جوان اگر هر کدام خودشان وظایف خودشان را درست انجام دهند به مرور شرایط عوض خواهد شد اما برای مثال دانشجویی که نصف دروس لیسانس را به علت ضعف اساتید در تدریس درست آموزش ندیده چطور می تواند در مقاطع بعدی کار پژوهشی با کیفیت انجام دهد و همچنین با توجه به درهم تنیده بودن دروس اصلی لیسانس آیا می تواند آن نصفه ی دیگر را هم خوب یاد بگیرد؟

مینجیق گفت:
نه من اصلا چنین تصوری ندارم. اساتید جوان تر هم اغلب با دقت تمام چنان گلچین می شوند که آن فضای دورهمی را به هم نزنند. نسل قبلی را باز تولید می کنند. اگر جز این باشد او تحت فشار قرار خواهد گرفت. چینی ها می گویند میخی که بلند تر بایستد با چکش باید برسرش کوبید که برود پایین!

شاید حتی برخی از ویژگی های اعیان منشانه و بزرگمنشانه و افق های باز استادان نسل قبل را که به علت سپری کردن جوانی و میانسالی در فضای دهه پنجاه  به دست آورده بودند، این نسل جدید نداشته باشند!  اما دانشجویی که تنها نصف دروسش را با استادان خوب پاس کرده می تواند نصف دیگر را با مدد سال بالایی هایی که نصفه دیگر را با استادان خوب پاس کرده اند و همچنین استفاده از کتاب های فاینمن و گوش کردن به کلاس های آنلاین جبران کند. با بحث با همکلاسی های درسخوان که پایه ی قوی دارند مطالب را برای خود جا بیاندازید. مزیت اصلی شریف همین هست. از این مزیت نهایت استفاده را ببرید. قدرش را بدانید.   این مزیت لازم هست که ارج نهاده شود.

 


 مسیح گفت :جواب گوی بسیاری از دانشجویان مستعدی که با هزار امید به نام دانشگاه شریف به این دانشکده می آیند و عمرشان در این دانشکده تلف می شود کیست؟

مینجیق گفت: هر که باشد من و شما نیستیم! وظیفه ما نیست که اختیاری هم نداریم!  دانشجو ها هم بهتره با واقعیات آشنا شوند. از ابرها پایین بیایند و واقعیات را ببینند. وضعیت دانشگاه شریف رویایی نیست اما انصافا نقاط  قوی و مثبت بسیار دارد. اگر  از فضایش خوب استفاده کنند می توانند با دانشجویان ام-آی-تی و هاروارد و  پرینستون و  استنفورد رقابت کنند. به جرئت می گویم در دانشگاه استنفورد به لحاظ تسلط به دروس پایه از هیچ کدام از دانشجوها چیزی کم نداشتم. با این که دانشجوی رسمی این دانشگاه نبودم بعد از مدتی که استادان آنجا تسلط مرا بر دروس پایه دیدند من عزت و احترام زیادی به عنوان دانشجوی برجسته پیدا کردم. این را مدیون دانشگاه شریف بودم. فضای آن دانشگاه این امکان را برایم فراهم آورد که از برخی از استادان و برخی از دانشجو ها ی سال بالاتری مطالب زیادی بیاموزم. 

مسیح گفت: باز هم ممکن است بگویید بسیاری از دانشجویان از همین دانشکده به موفقیت رسیدند ولی آیا ما باید بر اساس استثنا قضاوت کنیم یا بر اساس رویه ی متداول؟ درست است که بسیاری از دانشجویان با مطالعه ی خودشان نقص های این دانشکده را جبران می کنند اما آیا این به عنوان یک روال درست است؟ پس وظیفه ی دانشگاه چیست؟ اگر قرار است خودمان مطالعه کنیم برای چه به دانشگاه می آییم؟

مینجیق گفت:  تعداد کسانی که از دانشگاه شریف به موفقیت رسیده اند کم نیست. آن قدر زیاد هست که برای خودشان یک خرده-فرهنگ ایجاد کنند. و کرده اند. وقتی در فضای دانشگاه شریف قرار می گیرید اگر خودتان اهل درس خواندن باشید و آگاهانه از حاشیه ها حذر کنید و سرباز پیاده صفحه شطرنج این و آن نشوید  این خرده فرهنگ شما را  به سوی موفقیت می راند. این کم چیزی نیست! هرگز این اشتباه را نکنید که اگر در خانه بمانید و مطالعه انفرادی بکنید بهتر نتیجه می گیرید. در خانه بعد از مدتی سست می شوید. در فضای این خرده فرهنگ که باشید در بحث ها نکته ها خواهید آموخت. این خرده فرهنگ خود شما را راهنمایی می کند. به علاوه در این خرده فرهنگ نکات زیاد به درد بخور خواهید آموخت. در مورد این که چه کتاب هایی مطالعه کنید و از کدام مجلات استفاده کنید از چه نرم افزار هایی استفاده کنید. چه مطالبی مطالب به روز هستند. چه پیشرفت هایی اخیرا شکل گرفته. روال نوشتن مقاله و انتشار آن چیست. روال شرکت در همایش ها چیست. پوستر خوب و اسلاید و ارائه  خوب چه ویژگی ای دارد.  کدام همایش ها به درد بخور هستند. راه و چاه استخدام بعد از دانش آموختگی چیست. راه و چاه اپلای کردن  چیست و چیزهایی از این دست. آن قدر می ارزد که به جای این که با پیژامه در خانه درس بخوانید به خودتان زحمت دهید لباس مناسب دانشگاه بپوشید و بروید در هوای دودزده میدان آزادی و در دانشگاه درس بخوانید. اگر تنبلی تان بشود و در خانه بمانید خیلی از چیزها را یاد نخواهید گرفت. بعد از مدتی هم derailمی شوید. اینترنت و فیس بوک و.... هم جایگزین این حضور فیزیکی نمی شود. من دیده ام آن هایی که از پیژامه خانگی شان دست نمی توانند بکشند که بروند دانشگاه دست آخر چه طور ضربه می بینند و از دوستانش عقب می افتند و آینده ی بالقوه درخشانشان را خراب می کنند!

 مسیح گفت: مدیریت این دانشکده که از بین خود اساتید انتخاب می شود و طبیعتا قصد ایجاد اوقات تلخی بین همکارانش را ندارد و بنا بر این عزمی برای ایجاد تغییرات اساسی ندارد (حتی اگر تمایل داشته باشد).

مینجیق گفت:
"تغییرات اساسی" معمولا در این مملکت در جهت منفی بوده اند! همون بهتر که نخواهند تغییرات اساسی بدهند. من از شنیدن تغییرات اساسی معمولا واهمه دارم. تغییرات اساسی ای که در دهه گذشته داده شد برای هفت پشتمان کافی هست!

'Viva status quo!


مسیح گفت: اصلا علت این اختلاف کیفیت عجیب این دانشکده با تمام باقی دانشکده های دانشگاه شریف (حتی دانشکده ی ریاضی که رتبه های پایین تر کنکور را جذب می کند) چیست؟

مینجیق گفت: این ادعا بزرگی هست که باید بر اساس ارقام و آمار و با متدلوژی خاص خود تحلیل شود. من نه به آمار و ارقام دسترسی دارم نه آن متدلوژی را بلدم. برای همین هیچ نظری در مورد صحت و سقم آن نمی توانم بدهم.  با چه معیار و متری این دانشکده را با باقی دانشکده مقایسه می کنید؟ مقایسه میزان پیشرفت در شاخه های مختلف فیزیک هم چندان کار ساده ای نیست و اصول پیچیده ی خود را دارد که هر از گاهی هم مورد بحث و تجدیدنظر قرار می گیرد. چه برسد به مقایسه ی رشته های مختلف و دانشکده های مختلف یک دانشگاه.

اطلاعات من در مورد سایر دانشکده های شریف بسیار محدود هست. اما همان قدر که دیده ام و شناخته ام برخی از ایرادهایی که دانشکده فیزیک از نظر من دارد آن دانشکده ها به صورت شدیدتری دارند. یک سری ایراد های جدید هم دارند که انصافا دانشکده فیزیک ندارد.

پی نوشت نامربوط:

كنكور را بردارند فساد بيشتري حاكم مي شود. دست كم الان دانش آموزان از همه جاي ايران اعم بر غني و فقير، بي سرپرست يا پارتي كلفت- دار در شرايط كمابيش برابر دانش خود را مي آزمايند. زياد هم اتفاق افتاده كه از خانواده هاي فقير يا از بين عشاير يا شهرهاي دورافتاده افراد به دانشگاه شريف راه يافته اند. شركت در كنكور حتي در دور افتاده مناطق هزينه چنداني ندارد. فرض كنيد كه يكي از شهري دورافتاده بخواهد در آزمون هاي ورودي تك تك دانشگاه هاي معروف شهرهاي بزرگ شركت كند. تصورش را بكنيد چه هزينه ي سرسام آوري خواهد داشت! چه قدر دردسر و زحمت خواهد داشت! احتمالا به دخترها از خانواده هاي سنتي اجازه ي اين كار داده نخواهد شد.
اگر كنكور برداشته شود و به جاي آن استادان دانشگاه هاي معروف خود امتحان ورودي بگيرند پارتي بازي و فساد بيداد خواهد كرد. مافيايي در بين استادان شكل خواهد گرفت كه از مافياي سيسيل مخوف تر خواهد بود. مگر ممكن هست يك عده از استادان بخواهند از چنين منبع قدرت و نفوذ بزرگي سو استفاده نكنند؟!
كنكور با همه عيب هايش باز هم غنيمت هست!

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مرداد 1393ساعت 11:48  توسط یاسمن فرزان  | 

نوشته ي زير را در سال های قبل یکی دو بار  منتشر كرده بودم . امسال هم همان سئوالات برای عده ای دیگر هست. برای همین دوباره منتشر می کنم:

اين روزها روزهاي انتخاب رشته است.
از من در مورد انتخاب رشته ي فيزيك سئوال شده بود كه اينجا پاسخ گفتم.
اينجا مي خواهم در مورد دانشگاه صنعتي شريف بنويسم.
اول از همه بگويم اگر در اين دانشگاه قبول نشديد يا اگر قبول شديد و خانواده تان به شدت مخالف انتخاب اين دانشگاه بودند يا به هر دليل ديگر نمي توانيد به دانشگاه شريف برويد بدانيد كه چيز خيلي زيادي را از دست نداده ايد. اصلا هم ارزش آن را ندارد كه رشته اي كه به آن علاقه داريد و در دانشگاهي ديگر قبول شده ايد وابگذاريد و رشته اي را كه به آن علاقه نداريد انتخاب كنيد تا به اين دانشگاه راه يابيد. بقيه دانشگاه ها در 20 سال اخير خيلي پيشرفت كرده اند. شريف آن قدرها پيشرفت نكرده. در نتيجه واقعا نمي ارزد كه دانشگاه تهران يا تبريز يا اصفهان يا فردوسي مشهد را بگذاريد و شبانه ي شريف برويد و كلي هم خرج كنيد.

اگر به دانشگاه شريف راه يافتيد سعي كنيد از جمله دانشجوياني باشيد كه در سايه سعي و تلاش آنها اين دانشگاه آبرو و اعتباري كسب مي كند نه جزو آن دسته از دانشجويان كه از اعتبار دانشگاه شريف براي كسب اعتبار براي خودشان خرج مي كنند.
اگر دانشگاه شريف رفتيد فكرتان را بدهيد پي درس و مشق تان. كلاس هاي حل تمرين و سال بالاتري هاي درسخوان بزرگ ترين مزيت دانشگاه شريف هستند. از اين دو مزيت بيشترين سود را ببريد. شايد بتوانم بگويم نقطه ي قوت واقعي دانشگاه شريف همين هست: وجود سال بالاتري هاي باسوادي كه شما را در درس و مشق تان چه به عنوان استاد حل تمرين و چه به عنوان دوست ياري مي كنند و حال و حوصله بحث درسي را با شما دارند. با آنها بحث درسي كنيد و به اين ترتيب عمق دانسته هاي خود را بالاتر ببريد.

در محيط دانشگاه به اصل "آهسته بيا! آهسته برو كه گربه شاخت نزنه" وفا دار باشيد. سرتون توي كار خودتان باشه. خيلي با استادها گرم نگيريد؛ با آنها جدل هم نكنيد. به هيچ وجه هم جواب پسشان ندهيد. ممكن است از شما كينه به دل بگيرند. يك جورهايي "دوري و دوستي" پيشه كنيد. خارج از دانشگاه و به دور از همكلاسي ها و دانشگاهيان مطابق هنجار مورد پسند خود رفتار نماييد اما در محيط دانشگاه -به خصوص دانشگاه شريف- محتاطانه رفتار كنيد كه برايتان مشكلي به وجود نيايد.


سوداي اين را هم كه چيزي را در آن دانشگاه اصلاح كنيد از سر بيرون كنيد. شما بهتر است مواظب خودتان و روحيه تان باشيد و درستان را بخوانيد و بعدش هم شغلي براي آينده تان بيابيد.

اگر تجربه ي غير درسي مي خواهيد برويد و در خارج دانشگاه--تا جايي كه به درستان آسيب نرسد- كار نيمه وقت كنيد. اما يادتان باشد اول درس بعد چيزهاي ديگه. به قول ما تبريزي ها " 600كيلومتر از خانه دور شدم غذاهاي عالي مامانم را گذاشتم اومدم اينجا غذاي سلف را مي خورم. حداقل بايد در درس خوندن سنگ تمام بذارم والا دوسره مي بازم."

تفريح هايتان را هم در خارج از دانشگاه وترجيحا با دوستاني به جز همكلاسي هاي دانشگاه داشته باشيد. اين طوري كمتر ضربه مي بينيد. اما از امكانات ورزشي دانشگاه استفاده ببريد. به خصوص از امكانات ورزش هاي فردي مانند شنا و ژيمناستيك. ورزش هاي دسته جمعي راترجيحا در خارج از دانشگاه با ديگران انجام دهيد. هر طوري كه شده روحيه ي شادتان را حفظ كنيد. خود را درگير چيزي كه روحيه تان را خراب كند ننماييد.

درددل خود را با دوستان قديم مدرسه تان بكنيد نه همكلاسي هاي دانشگاه و به طريق اولي نه با استادان. اگر روحيه تان خيلي خراب هست زودتر به سراغ مشاور روانشناسي دانشگاه برويد. اما سعي كنيد از همان اول با حفظ تعادل بين درس و تفريح و درگير نشدن با مسايل حاشيه اي دانشگاه روحيه ي خود را شاد نگاه داريد تا كار به آنجا نرسد.


احترام همه ي استادان تان را داشته باشيد اما شيفته ي كاريزماي كسي نشويد. همينجا سربسته مي گويم هم جدل كردن با آن استادان و هم شيفته ي كاريزما ي آنها شدن آخر و عاقبتش پشيماني است. اگر يك وقت بي هيچ دليلي شما را حلوا حلوا كردند خيلي جدي نگيريد. پس فردا قرار است همين طور بي دليل بكوبند بر سرتان! مبادا به خاطر اين حلواحلوا هاي موقتي رفتاري از شما سر بزند كه همكلاسي ها نسبت به شما بددل شوند. آن حلوا حلوا فوري دل آدم رامي زند اما كينه ها متاسفانه ديرپا تر ند! اگر هم بدون هيچ دليلي شروع كردند به سركوفت زدن آن را هم جدي نگيريد. اين نيز بگذرد! خيلي مهم هست كه خودتان مبناي قضاوت درستي در مورد سطح علمي خودتان داشته باشيد و با يك تشوبق بهمان استاد يا سركوفت او گرمي و سردي تان نشود! اگر خودتان بدانيد از لحاظ علمي در چه سطحي ايستاده ايد نه اين تشويق ها ي بي مورد تاثيري در منش شما خواهد داشت نه آن سركوفت هاي بي جهت.

اين ها توصيه هاي دلسوزانه ي من است به عنوان كسي كه از نزديك بيست سال است آن دانشگاه را مي شناسم.

اگر خواستيد اين مطلب را به اشتراك بذاريد.
اگر هم كنجكاو شديد بدانيد راقم اين سطور كيست اين است صفحه ي شخصي من.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 19:58  توسط یاسمن فرزان  | 

قبلا در مورد آداب ارائه پوستر مطالبی را منتشر کرده بودم. همه چیز که پیشرفت کرده تکنیک های ارائه پوستر هم داره وارد فاز جدیدی می شه. حالا پوسترها بارکد داره باید آیفون و آی-پد می شه آن بارکد را اسکن کرد و اگر اَپ مناسب نصب شده باشه می شه انیمیشن و چیزهای جانبی پوستر را دید. من هنوز این تکنیک ها را بلد نیستم. 

برای اطلاعات بیشتر به این سایت مراجعه کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام تیر 1393ساعت 13:27  توسط یاسمن فرزان  | 

Dear all,
It is a pleasure for me to announce that Prof. Kazem Azizi from Dogus Univ. pf Kadikoy, Istanbul will present two lectures on
Mordad 11th (August 2nd).
The first lecture will start at 10:30 and the second one will start at 2 pm.
The duration of lectures will be one and half hours. The title of lectures is

"QCD sum rule and its application to hadron physics in vacuum and medium with finite temperature and density"

The meeting will take place on first floor of  Farmineh new building.
Everybody is welcome to attend the talks.

With best regards,
Yasaman Farzan

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام تیر 1393ساعت 12:17  توسط یاسمن فرزان  | 

با سلام
به آگاهی می‌رساند یکصدوشانزدهمین نشست باشگاه فیزیک تهران ساعت ۱۷ روز دوشنبه 6 مرداد‌ماه 1393 در سالن آمفی‌تئاتر دانشکده فیزیک دانشگاه تهران (انتهای خیابان کارگرشمالی) برگزار خواهد شد.
در باشگاه فیزیک این ماه آقای دکتر محمدمهدی شیخ‌جباری از پژوهشگاه دانش‌های بنیادی درباره «دنيا از ديدگاه يك فيزيكدان انرژي‌هاي بالا: از ابعاد زير هسته‌اي تا كيها� �» خواهند گفت.
ساعت 18:20 آقای دکتر خسرو حسنی از دانشگاه تهران پرسش ماه را مطرح خواهند کرد و پس از آن آقای ایمان مهیایه از دانشگاه صنعتی شریف اخبار مهم چند هفته گذشته را به آگاهی حاضران خواهند ‌رساند.

یادآوری می‌شود که مخاطبان باشگاه علاقه‌مندان به فیزیک هستند و از شما درخواست می‌شود که با فرستادن این نامه به دوستان خود یا چاپ و نصب پوستر باشگاه در محل کار خود دیگر علاقه‌مندان فیزیک را آگاه کنید.

با احترام
انجمن فیزیک ایران

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام تیر 1393ساعت 11:56  توسط یاسمن فرزان  | 

فصل دو جلد یک کتاب نظریه میدان های کوانتمی واینبرگ را پیشنهاد می کنم. اگر بیشتر بخواهید بدانید این سه مقاله پروفسور چایچیان را مطالعه کنید:

Lorentz invariant CPT violation
Masud Chaichian (Helsinki U.), Kazuo Fujikawa (Nishina Ctr., RIKEN), Anca Tureanu (Helsinki U.). May 2012. 27 pp.
Published in Eur.Phys.J. C73 (2013) 2349
DOI: 10.1140/epjc/s10052-013-2349-2
e-Print: arXiv:1205.0152 [hep-th] | PDF

 

Lorentz invariant CPT violation: Particle and antiparticle mass splitting
Masud Chaichian (Helsinki U.), Kazuo Fujikawa (Nihon U., IQS), Anca Tureanu (Helsinki U.). Mar 2012. 11 pp.
Published in Phys.Lett. B712 (2012) 115-118
DOI: 10.1016/j.physletb.2012.04.048
e-Print: arXiv:1203.0267 [hep-th] | PDF

 

CPT Violation Does Not Lead to Violation of Lorentz Invariance and Vice Versa
Masud Chaichian (Helsinki U.), Alexander D. Dolgov (Ferrara U. & INFN, Ferrara & Moscow, ITEP), Victor A. Novikov (Moscow, ITEP), Anca Tureanu (Helsinki U.). Mar 2011. 9 pp.
Published in Phys.Lett. B699 (2011) 177-180
DOI: 10.1016/j.physletb.2011.03.026
e-Print: arXiv:1103.0168 [hep-th] | PDF

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت 10:16  توسط یاسمن فرزان  | 

  arXiv:1407.0393 (cross-list from astro-ph.CO) [pdf, other]

Title: Measuring Anisotropies in the Cosmic Neutrino Background
Comments: 7 pages, 2 figures
Subjects: Cosmology and Nongalactic Astrophysics (astro-ph.CO); High Energy Physics - Experiment (hep-ex); High Energy Physics - Phenomenology (hep-ph); Instrumentation and Detectors (physics.ins-det)

Neutrino capture on tritium has emerged as a promising method for detecting the cosmic neutrino background (CvB). We show that relic neutrinos are captured most readily when their spin vectors are anti-aligned with the polarization axis of the tritium nuclei and when they approach along the direction of polarization. As a result, CvB observatories may measure anisotropies in the cosmic neutrino velocity and spin distributions by polarizing the tritium targets. A small dipole anisotropy in the CvB is expected due to the peculiar velocity of the lab frame with respect to the cosmic frame and due to late-time gravitational effects. The PTOLEMY experiment, a tritium observatory currently under construction, should observe a nearly isotropic background. This would serve as a strong test of the cosmological origin of a potential signal. The polarized-target measurements may also constrain non-standard neutrino interactions that would induce larger anisotropies and help discriminate between Majorana versus Dirac neutrinos.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم تیر 1393ساعت 11:28  توسط یاسمن فرزان  | 

  arXiv:1406.5204 (cross-list from hep-ex) [pdf, other]

Title: Improving Dark Matter Searches by Measuring the Nucleon Axial Form  Factor: Perspectives from MicroBooNE
Comments: Proceedings for 13th International Conference on Topics in Astroparticle and Underground Physics, Asilomar, California USA
Subjects: High Energy Physics - Experiment (hep-ex); High Energy Physics - Phenomenology (hep-ph)

The MicroBooNE neutrino experiment at Fermilab is constructing a liquid-argon time-projection chamber for the Booster Neutrino Beam to study neutrino oscillations and interactions with nucleons and nuclei, starting in 2014. We describe the experiment and focus on its unique abilities to measure cross sections at low values of $Q^2$. In particular, the neutral-current elastic scattering cross section is especially interesting, as it is sensitive to the contribution of the strange sea quark spin to the angular-momentum of the nucleon, $\Delta s$. Implications for dark-matter searches are discussed.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم تیر 1393ساعت 10:37  توسط یاسمن فرزان  | 

مطالب قدیمی‌تر